اعتقاد؟ یا اعتماد؟
Persian Resurrection Church (کلیسای رستاخیز)
0:00 / 0:00
اعتقاد؟ یا اعتماد؟
60 просмотров · 4 дн. назад
Persian Resurrection Church (کلیسای رستاخیز)
112 подписчиков
60 просмотров · 4 дн. назад
میشه به خدا اعتقاد داشت، اما به خدا اعتماد نکرد؟
شاید این دو، شبیه هم به نظر برسن؛
اما فاصلهٔ عمیقی بینشونه.
اعتقاد میگه:
«خدا هست.»
اما اعتماد، وقتی شکل میگیره که خدا هست،
ولی تو هنوز نمیدونی چه خواهد شد.
ما خیلی وقتها وجود خدا رو باور داریم،
اما زندگیمون رو طوری پیش میبریم که انگار باید خودمون همهچیز رو بفهمیم، پیشبینی کنیم و کنترل کنیم.
میگیم خدا راه رو میدونه،
اما وقتی مسیر رو نمیبینیم، میترسیم.
و شاید اعتماد دقیقاً از همینجا معنا پیدا میکنه؛
نه وقتی که ترس وجود نداره،
بلکه وقتی که با وجود ترس، هنوز انتخاب میکنی به خدا تکیه کنی.
ابراهیم فقط وعدهٔ خدا رو باور نکرد؛
به وعدهای اعتماد کرد که هنوز تحققش رو نمیدید.
کتاب عبرانیان میگه:
«به ایمان اطاعت کرد... و روانه شد، و نمیدانست کجا میرود.»
عبرانیان ۱۱:۸
شاید این یکی از عمیقترین تصویرهای اعتماد باشه:
قدم برداری،
بدون اینکه تمام مسیر رو ببینی.
پطرس هم روی آب همین تجربه رو داشت.
تا وقتی نگاهش به عیسی بود، روی چیزی قدم میزد که از نظر منطق انسانی غیرممکن بود.
اما وقتی نگاهش از عیسی جدا شد و به موجها افتاد،
ترس جای اعتماد رو گرفت.
شاید مشکل همیشه این نیست که طوفان بزرگی در زندگی ماست؛
گاهی مشکل اینه که چیزی که بهش نگاه میکنیم،
از کسی که بهش اعتماد کردیم بزرگتر شده.
ما دوست داریم قبل از اعتماد کردن، همهچیز رو بفهمیم.
اما اعتماد دقیقاً از جایی شروع میشه که فهم ما به پایان میرسه.
نه به این معنا که فکر کردن رو کنار بذاریم،
بلکه بپذیریم حقیقتِ زندگی همیشه در محدودهٔ فهم ما جا نمیشه.
شاید ایمان یعنی این:
لازم نیست آینده رو بدونی،
تا به خدایی که آینده رو میدونه اعتماد کنی.
لازم نیست مسیر رو ببینی،
تا مطمئن باشی کسی که تو رو فراخوانده، مسیر رو میشناسه.
چون در نهایت،
اعتماد به خدا یعنی پذیرفتن یک حقیقت ساده و عمیق:
من قرار نیست همهچیز رو بفهمم؛
کافیست بدانم کسی که به او اعتماد کردهام، از من بیشتر میداند و مسیر را بهتر از من میشناسد.