جاریِ مکارش بهش تهمت زد و کاری کرد که شوهرش بهش شک کنه و از خونه بیرونش کنه!
Reza Stories
0:00 / 0:00
جاریِ مکارش بهش تهمت زد و کاری کرد که شوهرش بهش شک کنه و از خونه بیرونش کنه!
2 071 просмотр · 13 ч назад
Reza Stories
48,8 тыс. подписчиков
2 071 просмотр · 13 ч назад
سحر زنی مهربان و دلسوز بود که همیشه به فکر آسایش خانواده شوهرش بود و در کارهای خانه به مادرشوهرش کمک میکرد. اما از وقتی زنِ جدیدِ برادرشوهرش وارد خانه شد، اتفاقات عجیبی افتاد و دردسرها و دسیسهها یکی پس از دیگری شروع شدند.
زن برادرشوهر با نقشههای حسابشدهاش تونست نگاه خانواده را نسبت به سحر تغییر دهد و طوری وانمود کند که انگار تمام اشتباهات و خرابکاریها کار سحر است. اما ماجرا وقتی پیچیدهتر شد که شوهر سحر به همسرش شک کرد.
به نظرتون آیا سحر میتونه بیگناهیش رو ثابت کنه؟ چه کسی واقعاً پشت این اتفاقاته؟ و سرنوشت سحر چه خواهد شد؟
تا پایان داستان همراه ما باشید تا ببینید حقیقت چگونه آشکار میشود.
#داستان_پندآموز
#درس_زندگی
#حکایت_فارسی