Перейти к содержимому

یک شاخه گل 429 سه گاه

Mehrdad Alavi

0:00 / 0:00

یک شاخه گل 429 سه گاه

526 просмотров · 3 г. назад
Mehrdad Alavi
5,88 тыс. подписчиков
526 просмотров · 3 г. назад
یک شاخه گل 429 سه گاه دراین برنامه محمودی خوانساری باهمکاری جلیل شهناز، پرویزیاحقی وناصرافتتاح گوشه های دردستگاه سه گاه رابسمع می رسانند. اشعارمتن برنامه ازهلالی جغتایی، شاپورتهرانی، پروین دولت آبادی، صائب تبریزی، نشاط اصفهانی. غزل آوازازحافظ، پژمان بختیاری. گوینده آذرپژوهش. گوینده: آذرپژوهش كدام جلوه كه در سرو سر فراز تو نیست كدام فتنه كه در جلوه های ناز تو نیست؟ مكن به خاك درش ای رقیب، عرض نیاز كه نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست هلالی جغتایی - غزل گوینده: آذرپژوهش دلا به شام فراق از بلای حشر مپرس كه روز كوته او چون شب دراز تو نیست زسجده پیش رُخش منع ما مكن زاهد نیاز اهل محبت كم از نیاز تو نیست هلالی جغتایی - غزل گوینده: آذرپژوهش دل بی تو زعشق بی نیاز است هجران تو آرزو گداز است می آرد از آن سر جهان غم دست شب محنتم دراز است شاپورتهرانی - قطعه گوینده: آذرپژوهش فریاد كه در دل تو فریاد تاثیر نمی كند فغان هم خارم ز گلی به پاست كز وی گلچین محروم و باغبان هم شاپورتهرانی- قطعه گوینده: آذرپژوهش آرام كی گیرد دل دیوانه من ؟ پندش مده بندش منه در خانه من در گرم های و هوی خود می ماند امشب این مایه شور و شر مستانه من در خلوت شبهای خاموشی كه دارم جز غم نکوبد حلقه بر كاشانه من سر می كشد چون شعله از جانم غم و درد زان خنده گرم تو در پیمانه من در ساغر اندوه من یاد تو جوشد وای از تو وای از ساغر رندانه من ما را پری افسون غم ها می فریبد پایان ندارد لاجرم افسانه من پری دولت‌ آبادی - غزل خواننده آواز: محمودی خوانساری دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل كه از ناوك مژگان تو در خون می گشت باز مشتاق كمانخانه ابروی تو بود عالم از شور و شَر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیزِ جهان غمزه جادودیِ تو بود من سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم دام راهم شكنِ طُره ی هندوی تو بود به وفای تو كه بر تربت حافظ بگذر كز جهان می شد و در آرزویِ رویِ تو بود حافظ شیرازی - غزل باز عشقی حلقه بر در می زند باز دل در سینه ام پرمی زند آهی از دامان لب پر می كشد اشكی از مژگان تر سر می زند پژمان بختیاری - غزل گوینده: آذرپژوهش شور عشقی كو كه رسوای جهان سازد مرا ؟ بی نیاز از نام و فارغ از نشان سازد مرا وادی پیموده را از سر گرفتن مشكل است چون زلیخا عشق می ترسم جوان سازد مرا صائب تبریزی - غزل گوینده: آذرپژوهش گر نمی خواهی غمینم ساختن شادم مکن ور نمی خواهی خرابم کردن آبادم مکن چند گه نومید باید بود و گه امیدوار؟ یا فراموشم مکن ای دوست یا یادم مکن نشاط اصفهانی - غزل