فروشکستن ماشین سیاسی پایان سیاستورزی است؛ گفتوگو ی اکبر کرمی و آلن اکباتانی
Akbar Karami
0:00 / 0:00
فروشکستن ماشین سیاسی پایان سیاستورزی است؛ گفتوگو ی اکبر کرمی و آلن اکباتانی
2 716 просмотров · 2 дня назад
Akbar Karami
8,93 тыс. подписчиков
2 716 просмотров · 2 дня назад
ما یک بازی ی باخته را ادامه میدهیم (۱۳)
در گفتوگو با آلن اکباتانی که از کهنهکاران سیاسی در پادایستمان ایران است، پرسیدهام: چرا دورزدن دولت و فروشکستن ماشین سیاسی پایان سیاستورزی است؟ چرا اگر ایرانی آباد، آزاد و شکوفا میخواهیم باید از وسوسه ی مزمن درهمشکستن ماشین دولت و جامعه فاصله بگیریم. چرا اگر شکوفایی و پیشرفت میخواهیم باید هم کلنگها و هم تفنگها ی خود را زمین بگذاریم؟ چرا گاهی میان سیاست و جنایت چندان فاصله نیست؟ و چرا سیاست و رامیاری باید به افزایش رامش و آرامش برسد؟ چرا باید به جنبشها و شکیبایی ی مدنی اندیشید؟ چرا باید از این ماجراجوییها ی پرهزینه و بیفرجام دستکشید و ایستادهگی ی مدنی پیروزمند را در درون سامانه ی سیاسی جست؟ و چهارچوببندی کرد؟ آیا گذار نام دیگر براندازی ایست؟ یا گذار دریافتی ژرفتر از اصلاجطلبی است؟
چهگونه چهلستون شاهنشاهی در ایران فروریخت؟ جریانها ی چپ و ملی کجا بودند؟ آیا ایستادهگی ی مدنی برای مردمسالاری در ایران به شکوفایی و رسیدهگی رسیده است؟ چرا هر تکاپویی برای ساختن نورآباد در ایران به زورآباد میرسد؟ مرزها و کرانبندیها ی اصلاحطلبی و براندازی در ایران چیست؟ و کجاست؟ آیا جریان براندازی که از برآمدن دولت نوین در ایران و نوسازی خرکی آغازشده است، آغاز بازی باختباخت برای همه بازیگران ملی و ایرانی نبوده است؟ آیا در یک سده ی گذشته ما یک بازی ی باخته را ادامه میدهیم؟ آیا همه ی ما گرفتار آفرینش دوباره ی چرخ سیاست هستیم؟ چهگونه در نبود دریافت درخور از قدرت و داوری، سیاست در ایران به دارآباد رسید؟ چهگونه رضاشاه و محمدرضاشاه دستبهدستهمدادند و چهلستون شاهنشاهی ایران را ویرانیدند؟
تاریخ را از دیروز مینویسند.
برای کسانی که ایستادهاند؛ هیچکس قرار نیست دربرود. تاریخ انقلاب اسلامی، پیش و پس از آن را بخوانید تا از وسوسه و وسواس انقلاب بگذرید. وحشتآفرینی و انقلاب بخشی از تایخ ناکامی انقلاب و کشتهها ی بسیاری است که روی دستمان مانده است. کسانی که راهها ی رفته را نمیشناسند، راهی به رهایی هم نمیگشایند. در این گفتوگوها در تکاپوی آن خواهیم بود که از تجربهها ی زندان و بازجویی چهارچوبی برای ایستادهگی مدنی پیروزمند پیشبگذاریم و بازی ی باختباخت را به بازی ی بردبرد دگرگون کنیم. ایستادهگی مدنی بیش از کینهتوزی و لجبازی است. ایستادهگی مدنی هنرمندانه هسته ی سخت رامیاری و سیاستی است که میتواند همبودمان ما را از چرخهها ی ناکارآمدنی خودسپاری و خودویرانگری (تسلیم و خشم) برهاند و راهی به رهایی، آرامش و رامش بگشاید. ایستادهگی مدنی پیروزمند راه آسانی نیست، و در بیابان بددانی و کویر نادانی هوادار چندانی ندارد و نخواهد داشت. ایستادهگی مدنی همانند فرگشت، برآیش و آغلتش نیازمند زمان، حوصله و شکیبایی است؛ و این همه تنها با دانایی و دریافت معنایی برای سیاستورزی همانند رامیاری و شهریازی ممکن میکند.
آیا میتوان گفت اصلاحات خوب است و انقلاب بد؟ چهگونه میتوان چنین منطق و چمگویی را پیشگذاشت؟ کار را در اصلاحگری، گذار یا انقلاب (براندازی) چهگونه باید تعریف و کرانبندی کرد؟ و مگر انقلاب در ریخت ستایشانگیز خود، برآمد انباشت اصلاحگری و اصلاحات نیست؟ چه نسبتی میان نیرو، جابهجایی و کارها ی سیاسی همانند اصلاحگری یا انقلاب هست؟ آیا اگر نیروی لازم برای کارها ی کوچکتر و جابهجاییها ی کوچک نیست، میتوان کارها ی بزرگتر را انجام داد؟ انقلاب سیاسی یک کار است یا یک انفجار؟ اهمیت اصلاحگری چیست؟ و چه نسبتی با مردمسالاری دارد؟ چرا اصلاحگری برای همبودمانها کمهزینهتر و دردسترستر و برآمدکار کاراتر است؟
با همرسانی و بازخوردها ی خود به این گفتوگو ادامه دهید و بخشی از جریانی باشید که راه میبرد و نه راه برده میشود. از پسند (سابسکرایب) این کانال که کانالی برای شنیدن صداها ی تازه است هم کوتاهی نکنید؛ همه ی راهها ی بزرگ با همین گامها ی کوچک آغاز میشود.
https://t.me/KaramiAk
/ @drakbarkarami