Перейти к содержимому

مس شیطان و خلع سلاح انسان - آیت الله محمدرضا نکونام

حضرت آیت الله محمدرضا نکونام

0:00 / 0:00

مس شیطان و خلع سلاح انسان - آیت الله محمدرضا نکونام

9 303 просмотра · 5 л. назад
حضرت آیت الله محمدرضا نکونام
13 тыс. подписчиков
9 303 просмотра · 5 л. назад
همه از شیطان سخن می‌گویند اما کم تر می شود که او را می‌شناسند. آیا ابلیس وهم و خیال است یا شخص است؟! یک منطقی برای سیر فکری خود باید برهان را به خوبی بشناسد. به عنوان مثال باید انواع قیاس‌ها را شناخت. به قول ابن سینا یک منطقی تنها با شناخت برهان نمی‌تواند کاری از پیش ببرد مگر آنکه مغالطه را نیز بشناسد؛ نه خود را و نه دیگری را به غلط نیاندازد. ما نباید فقط عسل را بشناسیم بلکه باید زهر را هم بشناسیم تا آن را بجای عسل نخوریم. گاهی یک پژوهشگر ندانسته در بحث های ربوبی و انسانی سر خود کلاه می‌گذارد. در بحث توحید و ربوبیّات، بی شناخت شیطان، قرب الهی ممکن نیست. در اقوام و ملل مختلف، در ادیان و حتی غیر ادیان، اهل کتاب و غیر اهل کتاب، مسلمان و مومن، کفار و مشرک همه و همه از توحید سخن به میان می‌آورند اما وقتی به نتیجه که می‌رسید می‌بینید چیزی جز شیطان نیست. ما بجای برهان مغالطه مصرف کردیم و بجای عسل از زهر استفاده کرده‌ایم. همانطور که مشاهده می‌کنیم نتیجه بخش نیست چون ه ریا و نه معصیت از ما دور می‌شود و نه قربی حاصل می‌گردد. از او می‌پرسید چه دیده‌اید؟ می‌گوید هیچ چیز و حال اینکه ۵۰ سال قرآن خوانده است، عرفان مطالعه کرده است اما سرکاری بوده است چون شیطان یعنی خدای ثانی را نشناخته است. هنگامی که می‌گوییم توحید؛ شرک آن شیطان است. چرا شیطان خدای ثانی است؟ چون اولاً اولین کسی که مقابل خدا ایستاد شیطان بود؛ جز او جرأت مخالفت با خدا در چیزی از موجودات وجود نداشت. ملائک در مقابل خدا نایستادند بلکه به پرسش بسنده کردند. در این اختلاف انسان هیچ نقشی نداشتهاست. خداوند انسان را خلیفه خود خواند؛ملائکه از خدا پرسش کردند اما در نهایت تسلیم خدا شدند ولی شیطان در مقابل خداوند ایستاد و خدا نیز او را طرد نمود (انک رجیم). پس انسان یک میهمان محترم بوده است که در این دعوا نه کتک زده و نه کتک خورده است. سوال اینجاست که پس از کجا اختلاف آغاز شده است؟ در ظرف انسان نوری که اختلافی نبوده است؛ هم انسان، هم جن،هم شیطان و هم ملک بوده است اما از نزاع خبری نبود. در فصل ثانی یا طینی نزاع پیدا شد. حالا این درگیری حقیقی بوده است یا ساختگی و دعوای زرگری است؟! به قول ناصر خسرو: اگر ریگی به کفش خود نداری چرا باید که شیطان آفریدی آیا این درگیری مقتضای حکمت است یا مقتضای قسر؟ به عبارت دیگر آیا این درگیری خواسته پیش آمده یا ناخواسته؟ سابق در منطقه‌ای از تهران بنام دروازه غار گاهی نزاع بین اشخاص ساختگی بود چون در این میان جیب نظاره گران را می‌زدند ولی گاهی هم واقعاً درگیری حقیقی رخ می‌داد. اگر نزاع ساختگی باشد،‌ نتیجه هم ساختگی است ولی اگر نزاع واقعی باشد، نتیجه متفاوت خواهد بود. لااقل در مورد شیطان چنین است چرا که اگر درگیری شیطان با پروردگار ساختگی باشد وی می‌تواند طلب کار شود ولی اگر این نزاع حقیقی باشد او بدهکار است. ما نسبت به شیطان خیلی اهمال داریم تا حدی که از تیررس ذهن ما دور شده است. مبحث شیطان مثل در «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» در ما بسیار جا افتاده است اما نمی‌دانیم او واقعاً چیست یاکیست؟! چون معلوم نیست لذا عبادت ما هم بی نتیجه است. تا شناخت شیطان در کار نباشد، شناخت رحمان هم میسّر نخواهد شد. شناخت شیطان از ضروریات باب معرفت است. منبع: پیش نویس درس شیطان شناسی آیت الله العظمی محمدرضا نکونام