داستان واقعی من یک ترنس بودم؛ از ایران فرار کردم، اما در مهاجرت .... 😱 | تک قسمتی پادکست ولاگ فارسی
قصه های نگار и Zendegi Dar Istanbul
0:00 / 0:00
داستان واقعی من یک ترنس بودم؛ از ایران فرار کردم، اما در مهاجرت .... 😱 | تک قسمتی پادکست ولاگ فارسی
1 720 просмотров · 1 месяц назад
قصه های نگار и Zendegi Dar Istanbul
1 720 просмотров · 1 месяц назад
یک راز، یک خانواده، یک تصمیم سخت و سفری که قرار بود فقط راهی برای رسیدن به اروپا باشد...
مانی، یک جوان ۲۲ ساله ایرانی، سالها با رازی زندگی کرده بود که حتی گفتنش برای خودش هم سخت بود. وقتی بالاخره تصمیم گرفت حقیقت زندگیاش را با خانواده در میان بگذارد، اتفاقی افتاد که مسیر زندگیاش را برای همیشه عوض کرد.
او از ایران خارج شد؛ با امید اینکه خودش را به آلمان برساند و زندگی تازهای شروع کند.
اما چیزی که در مسیر مهاجرت و در مرزهای اروپای شرقی منتظرش بود، اصلاً شبیه چیزی نبود که تصور میکرد...
در این قسمت از «قصههای نگار»، سرگذشت پرپیچوخم مانی را میشنویم؛ داستانی درباره هویت، خانواده، مهاجرت، تنهایی، ترس، امید و آدمهایی که در عجیبترین لحظههای زندگی سر راه آدم قرار میگیرند.
اما سؤال اصلی اینجاست:
مانی چطور از آن همه اتفاق جان سالم به در برد؟
و چرا سرنوشتش در آلمان آن چیزی نشد که خودش تصور میکرد؟
تا آخر داستان همراه من بمونید، چون پایان این قصه احتمالاً چیزی نیست که از اول حدس میزنید...
اگر از داستانهای واقعی، سرگذشتهای عجیب، مهاجرت، زندگی ایرانیها در خارج از کشور و قصههای پرپیچوخم خوشتون میاد، «قصههای نگار» رو دنبال کنید.
نظرتون رو حتماً توی کامنتها بنویسید
❤️ اگر از این داستان لذت بردید، لطفاً ویدیو را لایک کنید و برای حمایت از قصههای نگار، کانال را سابسکرایب کنید و زنگوله را فعال کنید تا هیچکدام از داستانهای جدید را از دست ندهید.
قصههای نگار؛ جایی برای شنیدن داستانهای واقعی، احساسی و آموزنده که از دل زندگی الهام گرفتهاند.
#داستان #داستان_واقعی #پادکست