پارت7: فکر میکردیم تموم شده..امّا اون دوباره برگشته😰(شروعِ اتفاقاتِ شوم)
Jino
0:00 / 0:00
پارت7: فکر میکردیم تموم شده..امّا اون دوباره برگشته😰(شروعِ اتفاقاتِ شوم)
89 255 просмотров · 2 недели назад
Jino
347 тыс. подписчиков
89 255 просмотров · 2 недели назад
فکر میکردیم کابوس تموم شده و بالاخره داریم به زندگی عادی برمیگردیم، اما انگار این فقط شروع یک بازی کثیفتر بود. همهچیز از وقتی شروع شد که خواستیم برای یک تمرین ساده بریم باشگاه، اما چیزی که روی زین موتور انتظارمون رو میکشید، تمام بدنمون رو به لرزه انداخت...
یه عروسک دستساز با لبهای دوخته شده و یه یادداشت که نشون میداد اون آدم نه تنها آدرس دقیق ما رو داره، بلکه تکتک حرکاتمون رو زیر نظر گرفته. تهدید این بار خیلی جدیتر از قبل بود؛ یا باید طبق نقشهی اون پیش بریم، یا امنیت خانوادهمون به خطر میافته.
توی این ویدیو لحظاتی رو ثبت کردیم که حتی یادآوریش هم برامون سخته. وقتی فهمیدیم اون آدم چقدر به ما نزدیکه و حتی شاید توی همین ساختمون زندگی میکنه! این عروسک الان توی خونهی ماست و حضورش یه سنگینی عجیبی داره که نمیذاره شبها چشم روی هم بذاریم.
توی این پارت میبینید: 🔹 لحظه پیدا شدن عروسک مرموز و یادداشت تهدیدآمیز 🔹 گشتن دنبال دوربینهای مداربسته و یه کشف ناامیدکننده 🔹 رویارویی لحظهای با کسی که پشت ستونها قایم شده بود 🔹 چرا مجبور شدیم عروسک رو به داخل خونه بیاریم؟
این بازی دیگه شوخی نیست. به نظرتون اون کسی که مجتبی دنبالش کرد همون آدم همیشگی بود یا تیمشون بزرگتر از چیزیه که فکر میکنیم؟
حمایت شما تنها دلگرمی ماست: 🔔 سابسکرایب کنید و زنگوله رو روی All بذارید چون پارتهای بعدی قراره خیلی حساس بشه. 💬 نظرتون رو درباره این عروسک و یادداشت برامون بنویسید؛ ما واقعاً به همفکری شما نیاز داریم. 👍 با لایک کردن این ویدیو به ما انرژی بدید برای ادامه این مسیر پر از استرس.
#Jino #داستان_ترسناک #چالش #عروسک_مرموز #اتفاق_عجیب #ولاگ_فارسی #ترس