غزل ۲۸ مولانا در قالب موسیقی | جواب سرگردانی انسان در این غزل داده شد | rumi music🎵
مولانای جان
0:00 / 0:00
غزل ۲۸ مولانا در قالب موسیقی | جواب سرگردانی انسان در این غزل داده شد | rumi music🎵
850 просмотров · 2 недели назад
مولانای جان
598 подписчиков
850 просмотров · 2 недели назад
غزل ۲۸ دیوان شمس مولانا جلال الدین غزلی زیبا و عمیق که مولانا در آن دربارهی گوی سرگردان بودن انسان در دستان خداوند سخن می گوید .
در این آهنگ و ویدیو، غزل معروف مولانا را با موسیقی عرفانی میشنویم و با تفسیر تصویری ، کمی در معنای آن تأمل میکنیم.
ما گوی سرگردان توییم... گاهی به سوی شادی میکشاندمان، گاهی به سوی بلا. گاهی به خواب، گاهی به بیداری. گاهی به شهر بقا، گاهی به دشت فنا.
متن کامل غزل:
ای شاه جسم و جان ما خندانکن دندان ما
سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا
ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحل
چون دیدمت میگفت دل جاء القضا جاء القضا
ما گوی سرگردان تو اندر خم چوگان تو
گه خوانیاش سوی طرب گه رانیاش سوی بلا
گه جانب خوابش کشی گه سوی اسبابش کشی
گه جانب شهر بقا گه جانب دشت فنا
گه شکر آن مولی کند گه آه واویلی کند
گه خدمت لیلی کند گه مست و مجنون خدا
جان را تو پیدا کردهای مجنون و شیدا کردهای
گه عاشق کنج خلا گه عاشق رو و ریا
گه قصد تاج زر کند گه خاکها بر سر کند
گه خویش را قیصر کند گه دلق پوشد چون گدا
طرفه درخت آمد کز او گه سیب روید گه کدو
گه زهر روید گه شکر گه درد روید گه دوا
جویی عجایب کاندرون گه آب رانی گاه خون
گه بادههای لعلگون گه شیر و گه شهد شفا
گه علم بر دل برتند گه دانش از دل برکند
گه فضلها حاصل کند گه جمله را روبد بلا
روزی محمدبک شود روزی پلنگ و سگ شود
گه دشمنِ بَدرَگ شود گه والدین و اقربا
گه خار گردد گاه گل گه سرکه گردد گاه مل
گاهی دهلزن گه دهل تا میخورد زخم عصا
گه عاشق این پنج و شش گه طالب جانهای خوش
این سوش کش آن سوش کش چون اشتری گم کرده جا
گاهی چو چَهکن پسترو مانند قارون سوی گَو
گه چون مسیح و کشتِ نو بالاروان سوی علا
تا فضل تو راهش دهد وز شید و تلوین وارهد
شیاد ما شیدا شود یک رنگ چون شمس الضحی
چون ماهیان بحرش سکن بحرش بود باغ و وطن
بحرش بود گور و کفن جز بحر را داند وبا
زین رنگها مفرد شود در خنب عیسی دررود
در صبغة الله رو نهد تا یفعل الله ما یشا
رست از وقاحت وز حیا وز دور وز نقلان جا
رست از برو رست از بیا چون سنگ زیر آسیا
انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
نلحق بکم اعقابکم هذا مکافات الولا
انا شددنا جنبکم انا غفرنا ذنبکم
مما شکرتم ربکم و الشکر جرار الرضا
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
باب البیان مغلق قل صمتنا اولی بنا
تفسیر کوتاه غزل:
مولانا در این غزل انسان را به «گوی سرگردان» تشبیه کرده که در خم چوگان خداوند است. خداوند گاهی او را به شادی و طرب میکشاند و گاهی به سوی بلا و سختی. گاهی به خواب غفلت، گاهی به بیداری. گاهی به سوی بقا و گاهی به فنا.
این سرگردانیها و رنگبهرنگ شدنها، همه از حکمت و لطف الهی است تا انسان از تلوین (رنگبهرنگ بودن) رها شود و به یکرنگی و ثبات برسد؛ مانند ماهیان دریا که جز دریا جایی نمیشناسند.
غزل در نهایت به تسلیم کامل در برابر ارادهی خدا و صبغةالله (رنگ الهی) ختم میشود.
فهرست بخشها:
:
00:00 مقدمه و نیایش (ای شاه جسم و جان ما)
00:39 ما گوی سرگردان تو (آغاز غزل اصلی)
01:28 شیدایی
02:03 تمثیل درخت و میوههای گوناگون
04:02 آرامش در سایه فضل الهی
04:24 رهایی از رنگها و ورود به خنده عیسی
06:00 اجرای دوم (شورانگیز)
08:33 اوج آهنگ
#مولانا، #مولوی، #غزل مولانا، #ما گوی سرگردان تو، #موسیقی_عرفانی، #آهنگ_مولانا، #غزل_۲۸، Rumi, #Rumi poetry, #Rumi_music,# Persian_poetry, #Sufi music, #Mevlana, #Ghazal,# Spiritual_music,# Islami_ poetry, #poetry#