Перейти к содержимому

اون روز رییس خوشتیپشون مرخصی بود و آدرس خونش روبهم دادن که ....

یک استکان داستان

0:00 / 0:00

اون روز رییس خوشتیپشون مرخصی بود و آدرس خونش روبهم دادن که ....

3 275 просмотров · 1 г. назад
یک استکان داستان
3,7 тыс. подписчиков
3 275 просмотров · 1 г. назад
سلام من نازنین هستم و اینجا یه استکان داستانه. این داستان برگرفته از تجربیات و داستانهای ارسالی شما هست.‌ برای حفظ حریم شخصی اسامی داستان تغییر کرده.‌ حتما داستان زندگی خودتون رو با ما به اشتراک بگذارید. # #داستان_واقعی #پادکست #رادیو_داستان #داستان داستان واقعی پادکست داستان پادکست داستان داستان واقعی جنایی داستان عاشقانه داستان کوتاه فارسی یک استکان داستان