Перейти к содержимому

سارا داشت زندگی تازه‌ای برای خودش می‌ساخت؛ اما هنوز نمی‌دونست فرهاد دست از سرش برنمی‌داره

یک فنجان داستان

0:00 / 0:00

سارا داشت زندگی تازه‌ای برای خودش می‌ساخت؛ اما هنوز نمی‌دونست فرهاد دست از سرش برنمی‌داره

241 просмотр · 6 дн. назад
یک فنجان داستان
254 подписчика
241 просмотр · 6 дн. назад
گاهی فکر می‌کنی از گذشته فرار کردی… تا وقتی که ناگهان، درست جلوی چشم‌هات ظاهر می‌شه! 🥀 سارا داشت زندگی تازه‌ای برای خودش می‌ساخت؛ اما هنوز نمی‌دونست گذشته به این راحتی‌ها دست از سرش برنمی‌داره… اون روز، وقتی فرهاد توی راهروی دانشگاه چشمش به سارا افتاد، همه‌چیز برای چند لحظه متوقف شد. نگاه متعجب فرهاد، سکوت سنگین بینشون و اتفاقی که بعد از این دیدار قراره بیفته… آیا سارا بالاخره می‌تونه از پیله‌ی گذشته بیرون بیاد؟ یا فرهاد دوباره آرامشش رو به هم می‌ریزه؟ 🖤 📖 داستان صوتی «پیله» | نوشته‌ی المیرا نجاتی 💬 به نظرتون سارا باید از فرهاد بترسه یا این بار محکم جلوی اون بایسته؟ نظرتون رو برام بنویسید. اگه داستان رو دنبال می‌کنید، این قسمت رو از دست ندید و برای شنیدن ادامه‌ی ماجرا همراه کانال باشید. ❤️ #پیله #داستان_صوتی #رمان_ایرانی #المیرا_نجاتی #داستان_عاشقانه #داستان_احساسی