داستان دو راز سر به مهر در قبرستان اصفهان؛ ذکری گره گشا برای سختی های زندگی!
قصه های مهدوی
0:00 / 0:00
داستان دو راز سر به مهر در قبرستان اصفهان؛ ذکری گره گشا برای سختی های زندگی!
760 просмотров · 12 ч назад
قصه های مهدوی
16,3 тыс. подписчиков
760 просмотров · 12 ч назад
ملاقاسم رشتی در دیدار با امام زمان چه ذکری گرفت؟
چه ذکری بهتر از کیمیا بود؟
چرا امام زمان را نشناخت؟
این حکایت، روایت دیدار ملا قاسم رشتی با امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف در قبرستان تاریخی تخت فولاد اصفهان است؛ دیداری که با یک بیتوجهی آغاز شد و با هدیهای ارزشمندتر از علم کیمیا به پایان رسید.
ملا قاسم رشتی برای حل مشکلی به اصفهان آمده بود. هنگام زیارت اهل قبور در تخت فولاد، با مردی روبهرو شد که از رازهای زندگی او خبر داشت. مرد به او پیشنهاد کرد چیزی بخواهد و ملا قاسم، بیدرنگ علم کیمیا را طلب کرد.
اما پاسخ آن مرد، چیزی فراتر از انتظار او بود؛ ذکری برای روزهای سخت و گرفتاریها:
«یا محمد، یا علی، یا فاطمه، یا صاحبالزمان، ادرکنی و لا تُهلِکنی»
و در میان این دیدار، جملهای گفته شد که راز بزرگی را در خود داشت:
«اجدادم را صدا بزن، اما امروز همه کارها بر عهده من است.»
این داستان تنها حکایت یک تشرف نیست؛ فرصتی است برای تأمل درباره شناخت امام زمان، ادب حضور، غفلتهای ما و نعمتهایی که شاید در کنارمان باشند و از آنها بیخبریم.
آیا ما هم گاهی میبینیم، اما نمیشناسیم؟
#امام_زمان #دیدار_با_امام_زمان #ذکر #ملا_قاسم_رشتی #تخت_فولاد #تشرف #مهدویت #یا_صاحب_الزمان #اللهم_عجل_لولیک_الفرج