Перейти к содержимому

پیرپسر ادعا می کنه نقد اجتماعیه ولی نیست!

GomaneSara

0:00 / 0:00

پیرپسر ادعا می کنه نقد اجتماعیه ولی نیست!

2 798 просмотров · 1 день назад
GomaneSara
9,31 тыс. подписчиков
2 798 просмотров · 1 день назад
#نقد #آموزش #ایران #فیلم #پیرپسر #گمانه_سرا اگر «پیرپسر» را صرفاً به‌عنوان یک نقد اجتماعی بخوانیم، بخشی از منطق روایی و معنایی فیلم را از دست می‌دهیم؛ زیرا فیلم بیش از آنکه بخواهد درباره‌ی یک مسئله‌ی اجتماعی مشخص داوری کند، جامعه را به‌مثابه بستری برای تولید و بازتولید یک رابطه‌ی قدرت به کار می‌گیرد. در نقد اجتماعی کلاسیک، معمولاً یک ساختار بیرونی ــ مانند طبقه، اقتصاد، خانواده، قانون یا مناسبات جنسیتی ــ موضوع اصلی نقد است و شخصیت‌ها در نسبت با آن ساختار معنا پیدا می‌کنند. اما در «پیرپسر»، نقطه‌ی ثقل روایت نه «جامعه» بلکه خانواده و به‌طور دقیق‌تر، رابطه‌ی بیمارگونه‌ی قدرت در درون آن است. اهمیت این تمایز در اینجاست که شخصیت پدر را نمی‌توان صرفاً نماینده‌ی یک گروه اجتماعی دانست. او پیش از آنکه «نماد جامعه» باشد، یک مرکز قدرت روایی است؛ قدرتی که از مالکیت، خشونت، تحقیر، وابستگی اقتصادی و ترس تغذیه می‌کند. بنابراین فیلم الزاماً نمی‌گوید «جامعه چنین است»، بلکه نشان می‌دهد چگونه یک ساختار کوچک و بسته می‌تواند منطق یک نظام استبدادی را در مقیاسی خانوادگی بازتولید کند. خانه در اینجا بیشتر از آنکه تصویری مینیاتوری از جامعه باشد، یک آزمایشگاه قدرت است. از همین منظر، خشونت فیلم نیز صرفاً ابزار انتقال یک پیام اجتماعی نیست. خشونت به زبان اصلی روابط تبدیل می‌شود؛ زبانی که در آن محبت، مالکیت، ترس و میل به رهایی دائماً با یکدیگر درگیرند. فیلم به جای ارائه‌ی یک تز اجتماعی روشن، تماشاگر را در موقعیتی قرار می‌دهد که مجبور شود سازوکار این قدرت را تجربه کند. در نتیجه، «پیرپسر» را می‌توان واجد سویه‌های اجتماعی جدی دانست، اما تقلیل آن به «نقد اجتماعی» دقیق نیست. ساختار فیلم بیشتر به تراژدی خانوادگی، درام روان‌شناختی و مطالعه‌ی قدرت نزدیک می‌شود؛ جایی که امر اجتماعی از دل رابطه‌ی شخصی بیرون می‌آید، نه اینکه رابطه‌ی شخصی صرفاً ابزاری برای توضیح یک مسئله‌ی اجتماعی باشد. 00:00 - پیرپسر 04:24 - اقتباس 08:27 - نقد اجتماعی 18:04 - خیانت به نقد اجتماعی