Перейти к содержимому

حاج محمود کریمی - روضه (نگاه بر تو و راهت، مدام مانده هنوز)

Mahmoud Karimi

0:00 / 0:00

حاج محمود کریمی - روضه (نگاه بر تو و راهت، مدام مانده هنوز)

3 312 просмотров · 3 мес. назад
Mahmoud Karimi
41,4 тыс. подписчиков
3 312 просмотров · 3 мес. назад
اين قطعه مربوط به مراسم عزاداری شب تاسوعا ماه محرّم در سال ۱۴۰۵ مى‌باشد كه در هیأت رایة‌العباس (علیه‌السّلام) اجرا شده است. براى دسترسى به آثار حاج محمود کریمی، می‌توانید به پايگاه اطلاع‌رسانی فطرس مراجعه نمایید. http://fotros.ir همراه ما باشید در دیگر شبکه‌های اجتماعی: https://redl.ink/fotros درصورتى‌كه به زبان دیگری مسلط هستيد، شما نیز می‌توانید در ثواب نشر سهیم باشید. کافی‌است ترجمه شعر اين قطعه‌ را برای ما در دیدگاه‌ها ارسال نمایید؛ تا به بخش زيرنويس‌ها اضافه گردد. متن شعر: نگاه بر تو و راهت، مدام مانده هنوز میان ما و شما، یک‌کلام مانده هنوز روا بود که گریبان ز هجر پاره کنیم که بر لب تو، علیک السّلام مانده هنوز بگو برای ظهورت چه‌کار باید کرد میان این‌همه عرصه، کدام مانده هنوز نماز مسجد الأقصی که با امامت عشق شکوه نعره‌ی بیت‌الحرام مانده هنوز اگرچه دشمن خود را به زیر پا بردیم به مشت خورده گره، انتقام مانده هنوز نمک به زخم جگر می‌زنیم تا برسی بگو که هرچه کنیم، التیام مانده هنوز قسم به جوشش خون امام شاهدمان که ذوالفقار علی در نیام مانده هنوز جهان، تسلّط ما را به خویش خواهد دید نفس بگیر برادر؛ قیام مانده هنوز مرا به درس ولایت‌پذیری عبّاس ببر که تا شنوم این پیام مانده هنوز ادب چه کرده؟ حسین است، نیست غیر حسین فقط ز حضرت عبّاس، نام مانده‌ هنوز   سری بلند نکرد و به غیر چشم، نگفت بگو به منتظران، این مرام مانده هنوز درون کوره‌ی حق‌باوری بپز ما را که شیعه را هدفی مستدام مانده هنوز ز خود گذشتن و حق‌دیدن، صلابت و صبر برای روز ظهورش، دوگام مانده هنوز بیا که تازه نفس کرده‌ایم این شب‌ها ولی ته دلمان، یک‌کلام مانده هنوز قرار ما به مدینه، به خانه‌ی زهرا ببر که یک‌قدم ناتمام مانده هنوز چقدر روضه برای تو خوانده‌ایم امّا میان این‌همه روضه، کدام مانده هنوز حسین چشم تو را زخم کرده می‌‌بینم که خنده‌های اهالی شام مانده هنوز میان علقمه، خسته؛ شکسته؛ پاشیده کنار پشت و پناهش، امام مانده هنوز   تو گفته‌ای که می‌آیی به مجلس عبّاس بگو به ما که کجایی به مجلس عبّاس برای عشق که حدّ نصاب، عبّاس است برای عقل فقط انتخاب، عبّاس است برای خلق که ردخور ندارد این بیرق برای شعر دو خط، مستجاب عبّاس است صدای جان سنه قوربان دم ایوون آباد برای این همه خانه‌خراب، عبّاس است برای آن‌که تورا هم نمی‌شناسد، عشق برای ارمنیان یک جواب، عبّاس است تویی تو راه میان‌بر برای توبه‌ی من  امید خسته‌ی از منجلاب، عبّاس است یکی اگر به تو گفتیم، ده به ما دادی امیر با کرم خوش‌حساب، عبّاس است کتاب فضل تورا، آب بحر کافی نیست چه‌جای شک! نفس بوتراب، عبّاس است   و کلّ خیر بباب الحسین، یعنی که به امر فاطمه، فصل الخطاب، عبّاس است فشرده‌ایم جگر را و شد مصیبت او و آن‌که کرد دلم را مذاب، عبّاس است خمیده است است کنارش، امام بی‌کس ما خدا به خیر کند از خیام بی‌کس ما به هم مپیچ تو ای در تراب پیچیده نگاه کن قمرم! آفتاب پیچیده بلند شو که بدون تو چادر خود را به دور گردن اصغر، رباب پیچیده سنان به حرمله می‌گفت: خوش‌خبر باشی خبر چه زود، چه با آب و تاب پیچیده که چشم و ابرو و پیشانی‌اش به هم خورده  علم به گیسویی پر پیچ و تاب پیچیده محاسنم شده خاکی؛ غمت، زمینم زد ببین دوباره به پایم، رکاب پیچیده تو را به مشک چه بد دوختند از دو طرف   چقدر نیزه زدند و به سینه چرخاندند که دور نیزه‌شان، مشک آب پیچیده   غیور ما! به حرم رو؛ وگرنه می‌بینی به دور بازوی زینب، طناب پیچیده بلند شو که نبینیم با هم از نیزه به گرد قافله، بوی شراب پیچیده #مداحی #حاج_محمود_کریمی #حضرت_عباس #ماه_محرم