ایمان سلیمانی امیری و عقده پهلوی
فلسفه و دانش
0:00 / 0:00
ایمان سلیمانی امیری و عقده پهلوی
3 145 просмотров · 1 г. назад
فلسفه و دانش
7,76 тыс. подписчиков
3 145 просмотров · 1 г. назад
آقای سلیمانی امیری بتازگی با کرشمههای به ظاهر استدلالی می کوشد با در هم آمیختن واژگان، نظری بدست دهد تا ذهن شنوندگان را مفتون کند. آنهم شنوندگانی که از جستارهایی با محتوای اینچنینی بیگانهاند. زبان را همچون اسلحه به دست گرفتن، بی شک مغایر با عقلانیت است. ایشان در نظر ندارند، عموماً واژگان برای توصیف واقعیت بکار گرفته میشوند. اگر مسئله مشروعیت به مفهوم قانونی بودن و در خور بودن است دیگر چگونه میتوان از واژه «انگلی» در کنار آن استفاده کرد که بار منفی(ارزش) به همراه دارد. اگر «انگلی» چیز زشت و زنندهای پنداشته میشود دیگر مشروعیت چه معنا دارد، آیا بهتر نبود از واژه «نامشروع» یا «عدم مشروعیت » استفاده میکردند؟
البته ایشان خود فایق بر چالش مدعای خویش هستند که توجیه نامشروع بودن نهاد پادشاهی کار آسانی نیست. بدین شیوه، ناگزیر مشروعیت «نهاد پادشاهی» را پذیرفتند، اما به جعل واژه درست یازیدند. نکند فیلسوف ما در دام ذات گرایی افتاده و حمل واژگان را بر یکدیگر و صرف معنا پذیری را به جای علم نشانده؟
در جایی دیگر می نویسند
آتئیستی که برای موجه بودن حضور و پیروی از خدا به دنبال صدها دلیل منطقی و استدلالی می گردد، حضور و پیروی از یک شخص را به عنوان پادشاه، بدون دلیل و منطق پذیرفته و از آن دفاع می کند. این که چرا شخصی در جایگاه پادشاهی حضور دارد و باید از او پیروی کرد. سوالی است که پاسخش با توجه به دلایل عقلایی مشخص می شود. مومنان و متعبدان شیعه نیز امامت را بر پایه فراش و جماع دو انسان( علی و فاطمه) می بینند
ایشان معجونی از قیاسهای نامربوط را در هم میآمیزد که مدعا را توجیه کند. ایدهای که از ورزیدگی اندیشه منتج نشده، فقط میتوان سور و سات بزم کلاپ هاوس را فراهم آورد. منتها نباید فراموش کرد که هدف از همهی این سوگسرودها طفرهروی است، آنهم برای دفاع از جمهوری خواهی. چنانچه ایشان بهتر میدانند، نمیتوان برای جمهوری استدلالی مستقل دست و پا کرد. به ناچار در لاک حمله میروند تا اذهان را از این مهم پرت کنند. اما این چنین در لاک فرو رفتند، شتاب را لاک پشت وار میکند
اگر روی صحبت با عقلانیت و استدلال است، نهادهای تاریخی به واسطه پیشینهی طول و درازشان به سبب نیاز پیشینیان پدید آمدند،پیشینیان نه طرح عقلانی در آنها آراستن و نه مستقلا در بنیان نهادن آنان استدلالی بکار گرفتن. لابد آقای سلیمانی و آن مقرّبانی که استاد گویان گام در جای پای ایشان مینهند ، گمان دارند که در همه حال میتواند از عقل برای دفاع از نهادهای تاریخی بهره جست، آیا آنان توجیههای درخوری برای دفاع از نهاد خانواده، اخلاق و دولت در آستین دارند؟ اگر تا آن اندازه عقل را در روش بکار گرفتهاند چرا تا به امروز طرحی برای جمهوری خویش ارائه ندادهاند؟
ای کاش میشد، شیوهی بکارگیریِ اسطرلاب عقلانی و شاغول استدلالی ایشان را در دفاع از عید نوروز و چیدن سفره هفتسین میدیدیم.
مسئله در عدم چیرگی به تاریخ است، البته انتظاری نیست، کسانی که صرفا در دالان بیانتهای صدر اسلام قدم مینهند و فقط تبحّر در خوشه چینی از گندمزار این دالان را دارند. چنانچه کمی نظر به دیگر نویسندگان داشتند، در مییافتند که نهاد مصنوع دوام و قوام چندانی در تاریخ ندارد، به ویژه در کشوری که در هر سطح از ناهمگونی بسیاری برخوردار است. کافی بود مقداری روشمند به همان دالان سرد و خشک صدر اسلام به نظاره میپرداختند تا ببینید پیامبر اسلام چگونه با اضمحلال اشرافیت قریش، بند و بست را به نابودی کشاند و سیل شرارت را روانهی اجتماع عرب کرد. نهاد پادشاهی در ایران، مسیر تاریخ را با پشت سر نهادنِ هزاران آزمون و خطا درنوردید و در طی مسیر نه تنها مانایی و پایداری خود را حفظ کرده بود، بلکه به نهادی تنومند بدل شد. نهادی که توانِ در هم آمیختنِ منافع ناسازگار مردمان یک سرزمین تاریخی را دارا بود. همچون میخ، بر تخته و الوار نظمِ تاریخی کوفته شد که از باد و باران گزندی نرسد. تاریخ خود گواه این ادعاست که جمهوری مرهون کشتار و پاشیدگی نظم اجتماعی بوده، زیرا از آنچنان قوامی برخوردار نیست که قوّتِ رشد طبیعی را دارا باشد. به آسانی نمیتوانیم سقف تاریخ بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.
باید هوشتان باشد من از به دور ریختن عقلانیت صحبت نمیکنم، بسی تأکید دارم که در ضرورتِ عقلانیت بحثی نیست، اما نمیبایست با تَفرعن به پیشگاهاش رفت، هنگامی که عقلانیت در شک نمایان میشود، ناگزیریم که درحدود عقل تأمل کنیم. نه بسان آن ساده دلان تاریخ، فرض را بر این داریم که با دست و پا کردن معجونی از نظریات، میتوان خلا نهادهای هزار ساله را پر کرد.
کسانی که از عقلانیت برداشت بی حد و حصر دارند. میپندارد، هر کنشی که رنگ و لعاب سنتی دارد فینفسه باید دور ریخته شود و جای آن را باید چیزهای نوین بگیرد. چنین فرضیاتی به کرّات در تاریخ تجربه شده و در نهایت زخم و زیلی سر بیرون آوردند .تا آنجا که به «نهاد پادشاهی» بر میگردد، تعویض جایگاه این نهاد ، انحراف در قطب نمای اجتماعی پدید آورد، این عدول از مسیر طبیعی تاریخ ایران ما را به چنگال چنان هیولایی در انداخت که زبانههای آتشاش میسوزاند، دم دوبارهای میدم تا زنده کند و دوباره میسوزاند. سرگردان در دور و تسلسل چهل ساله مابین مرگ و زندگی. برآیند همهی نخوت معرفتی آنان، محنت و رخوتی شد که حال به ما رواست.
تا آرنج دست در نظمهای خودانگیخته بردن خطاست.
اشکان سال،
برلین، 31.07.2023
لینک کانال تلگرام
https://t.me/fargasht22
#نقد_سیاسی
#پادشاهی
#رضا_پهلوی
#کلاب_هاوس
#ذات_گرایی
#مشروعیت
#نقد_منصفانه
#ایمان_سلیمانی_امیری. #پادشاهی #شاهزاده_رضا_پهلوی