بعد از شش سال به هوش اومدم، اما دیگه هیچکس رو نمیشناختم...😭 خواب تلخ
dastan_hani
0:00 / 0:00
بعد از شش سال به هوش اومدم، اما دیگه هیچکس رو نمیشناختم...😭 خواب تلخ
44 просмотра · 2 нед. назад
dastan_hani
3 подписчика
44 просмотра · 2 нед. назад
تا حالا فکر کردی اگه شش سال از زندگیت رو فراموش کنی، وقتی چشماتو باز کنی با چه حقیقتی روبهرو میشی؟ 🥲🖤
آتوسا بعد از شش سال به هوش میاد، اما هیچی از گذشتهش یادش نیست! خواهرش با شوهرش به دیدنش میان و همه از اینکه آتوسا حافظهش رو از دست داده خوشحالن... اما چرا؟ مگه قراره چه اتفاقی بیفته که هیچکس نمیخواد آتوسا چیزی رو به یاد بیاره؟ 👀
قراره با هم وارد یه داستان پر از راز، عشق، خیانت و حقیقتهایی بشیم که شاید بهتر بود هیچوقت فراموش نمیشدن!
🎙️ نویسنده و راوی: هانی
اگه داستانهای پر از راز و پیچیدگی دوست داری، خوشحال میشم کنارم باشی. ❤️
نظرت رو هم حتماً برام بنویس؛ دوست دارم بدونم به نظرت راز این خانواده چیه! 👇🏻
#خواب_تلخ #داستان_صوتی #رمان_عاشقانه #رمان_ایرانی #داستان_احساسی
#خواب_تلخ #داستان_صوتی #رمان_عاشقانه