Перейти к содержимому

سخنرانی در همایش کوروش بزرگ ۲ در تورنتو

Reza Pahlavi

0:00 / 0:00

سخنرانی در همایش کوروش بزرگ ۲ در تورنتو

4 968 просмотров · 3 ч назад
Reza Pahlavi
186 тыс. подписчиков
4 968 просмотров · 3 ч назад
پیش از آغاز سخنانم، از سازمان کوروش بزرگ و تیم برگزاری، صمیمانه قدردانی می‌کنم که برای دومین سال پیاپی، با نظم و شایستگی، میزبان این رویداد در شهر تورنتو و کشور کانادا شده‌اید. و درود بر همه شما که در این سالن حضور پیدا کرده‌اید؛ به‌ویژه خانواده‌های ارجمند جاویدنامان انقلاب شیروخورشید ایران، که به نمایندگی از ده‌ها هزار خانواده سرفراز دیگر اینجا حضور دارید؛ و همچنین خانواده‌های دادخواه پرواز PS752. درودی بلند به اراده پولادین همه هم‌میهنان‌مان در سراسر جهان؛ به‌ویژه شما در گوشه‌گوشه ایران عزیز، که این رویداد را از طریق ماهواره یا اینترنت دنبال می‌کنید. روی سخن من، امروز با شماست. شما که در ایران، بدون تبلیغات و هیاهو، در سخت‌ترین شرایط، استوار ایستاده‌اید و بار اصلی مبارزه برای آزادی را بر دوش می‌کشید. برخلاف رژیم ضعیف و پوشالی که مدام نمایش تبلیغاتی راه می‌اندازد، ما نیازی به تبلیغات دروغین نداریم. واقعیت این انقلاب ملی در دل‌های شما زنده است و در لایه‌های امن و هوشمندانه جامعه ایران، ریشه دوانده است. حماسه بزرگ دی ۱۴۰۴، نتیجه یک هیجان زودگذر نبود. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار داشت؛ راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد، و در دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، تجربه و بلوغ بیشتری به آن بخشید. و جمهوری اسلامی، که در ۱۸ و ۱۹ دی، سقوط خود را قطعی می‌دید، دست به یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌های تاریخ زد. آنچه در سال منتهی به دی‌ماه انجام گرفت، در چارچوب یک برنامه و استراتژی پنج‌گانه در سطح کلان بود؛ چارچوبی که همچنان مبنای کار ماست. اما یک نکته مهم را باید در نظر داشته باشیم: شرایط تغییر کرده است. ما امروز باتجربه‌تر، منسجم‌تر و مصمم‌تر از هر زمان دیگری هستیم. و با توجه به سطح کشتار و شرایط جدید، در تاکتیک‌ها و روش‌های اجرای این استراتژی نیز تغییراتی را در نظر گرفته‌ایم. تغییر تاکتیک، تغییر هدف نیست؛ تطبیق روش‌ها با شرایط تازه است. در این میان، ماشین دروغ‌پردازی رژیم، شبانه‌روز تلاش می‌کند دو دروغ را در ذهن شما بکارد و بذر ناامیدی بپاشد: دروغ اول این است که می‌گویند «مردم و اپوزیسیون متحد نیستند و برنامه ندارند.» پاسخ، روشن است. اتحاد به معنای شبیه هم فکر کردن در همه جزئیات نیست. اتحاد یعنی داشتن هدف و اصول مشترک، و همکاری بر پایه آن اصول و اهداف در چارچوب برنامه و استراتژی کلان. هدف ما مشخص است: سرنگون‌کردن جمهوری اسلامی، و رسیدن به یک ایران آزاد و آباد. چهار اصل کلیدی ما روشن است: ۱. حفظ تمامیت ارضی ایران ۲. جدایی دین از حکومت ۳. آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون ۴. حق ملت در انتخاب شکل حکومت آینده از طریق صندوق‌ رایِ آزاد و منصفانه همانطور که بارها گفته‌ام آغوش انقلاب شیروخورشید ایران به روی همه ایرانیانی که این چهار اصل را قبول دارند، گشوده است؛ فارغ از اینکه نظام جمهوری می‌خواهند یا نظام پادشاهی‌؛ خود را راست تعریف می‌کنند یا چپ. و ما یک استراتژی و چارچوب همکاری مشخص داریم. ما برنامه داریم؛ برای فشار حداکثری بر رژیم، برای حمایت حداکثری از مردم، برای سازماندهی حداکثری نیروهای مبارز، برای ریزش حداکثری از رژیم، و هم‌چنین برنامه‌ای جامع و دقیق برای دوره گذار تا ثبات و امنیت کشور، آزادی‌های اساسی مردم، و رفاه و شکوفایی اقتصادی، از فردای سقوط رژیم تحقق یابد. دروغ دوم این است که می‌گویند «هیچ سازماندهی وجود نداشته و ندارد.» اگر سازماندهی وجود نداشت، چگونه میلیون‌ها ایرانی شجاع در داخل و خارج کشور، در لحظات حساس، هماهنگ و یکپارچه عمل می‌کنند؟ شبکه ارتباطی و سازماندهی ملی ما در لایه‌های امن و عمیق جامعه فعال است. رژیم چون نمی‌تواند این سازماندهی غیرمتمرکز را متوقف کند، وجود آن را انکار می‌کند. اما ما اطلاعات دقیق داریم که سازمان‌های اطلاعاتی-امنیتی رژیم در اتاق‌های فکرشان، از قدرت این شبکه‌های مردمی به لرزه افتاده‌اند. شاهد مهم دیگر، شکاف و بی‌اعتمادی است که در بالاترین لایه‌های تصمیم‌گیری رژیم پدید آمده است. علی خامنه‌ای، و بسیاری دیگر از سرکردگان و چهره‌های اصلیش کشته شده‌اند. مجتبی، مفقود است و اگر زنده باشد، در تاریکی زیرزمین، جرات آن را ندارد که حتی صدایی از خود منتشر کند. بسیاری از نیروهای کشوری و لشکری جمهوری اسلامی، از طریق راه‌های ارتباطی امن، از رژیم اعلام جدایی کرده‌اند و به ملت پیوسته‌اند. مبادا اسیر تبلیغات دروغین رژیم شوید که می‌خواهد این واقعیت را پنهان کند. در مرحله ریزش غیرفعال که اکنون در آن قرار داریم، نیروها هنوز در ظاهر در ساختار باقی می‌مانند، اما دیگر کارکرد پیشین را برای رژیم ندارند. آنها بی‌صدا اما تعیین‌کننده، از درون، ستون‌های سرکوب را فرسوده می‌کنند تا مرحله ریزش فعال فرا برسد؛ یعنی زمانی که نیروهای نظامی علناً اسلحه را زمین می‌گذارند و به ملت می‌پیوندند. این اتفاق در فاز پایانی انقلاب‌ها رخ می‌دهد؛ یعنی زمانی که توازن قوا کاملاً به نفع مردم سنگین شده است. اما اگر رژیم به نیروهای خودش اعتماد داشت، با داشتن ادعای بیش از یک میلیون نیروی سپاه، ارتش، انتظامی و بسیج، برای سرکوب ملت ایران به مزدوران و اوباش خارجی متوسل نمی‌شد. و یا مردم را با تهدید و تطمیع به آموزش نظامی فرا نمی‌خواند. هم‌میهنانم، ما یک بار برای همیشه تکلیف را روشن کرده‌ایم: بزرگ‌ترین دشمن ایران، جمهوری اسلامی است. این فقط یک شعار نیست. فریادی است که مردم ایران از دی‌ماه ۹۶ تا به امروز در خیابان‌ها سر داده‌اند: «دشمن ما همین‌جاست.» امروز جمهوری اسلامی از همیشه ضعیف‌تر، فرسوده‌تر، و پوشالی‌تر است. در این مسیر، ما تنها نیستیم، و برای نجات کشورمان و آزاد کردن ایران و ایرانی از چنگ این دشمن، با کشورهای دیگر جهان همکاری خواهیم کرد. اما مبنای همکاری ما با جهان، منافع ملی ایران است. ما بر سر تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران محکم ایستاده‌ایم.