زنعمو جهاز دختر یتیم را بالا کشید؛ اما برای نجات پسرش خودش همهچیز را لو داد 😱
قصه های رحمت
0:00 / 0:00
زنعمو جهاز دختر یتیم را بالا کشید؛ اما برای نجات پسرش خودش همهچیز را لو داد 😱
5 620 просмотров · 13 дней назад
قصه های رحمت
1,26 тыс. подписчиков
5 620 просмотров · 13 дней назад
مهربانو دختر یتیمی بود که مادرش سالها با زحمت برای جهاز او وسیله جمع کرده بود؛ اما بعد از مرگ مادر، زنعمویش همه آن وسایل را مال خودش دانست. این داستان فارسی و عبرتآموز، قصه دختری است که حتی جلوی خواستگار هم به خاطر حقی که از او گرفته بودند تحقیر شد.
تایم بندی ویدیو
00:00 - مواجهه با بیرحمی زنعمو 01:01 - میراث ماه سلطان برای دخترش 02:11 - امانتی که در انبار قفل شد 03:42 - وقتی حقیقت انکار میشود 06:15 - خواستگاری و ضربه نهایی زرینتاج 08:35 - شروع دوباره مهربانو از صفر 10:48 - آشنایی با حاج محمود و یک راز مگو 12:18 - گرفتاری پسر زنعمو و نقشه جدید 13:40 - قالی جهاز در بازار فروخته میشود؟ 15:48 - لحظه اعتراف ناخواسته در دکان 19:05 - بازگشت میراث مادری به صاحبش 22:04 - سرنوشت غیرمنتظره مهربانو
ماهسلطان سالها پای دار قالی نشست، ظرف خرید، پارچه جمع کرد و حتی با دست خودش قالی مخصوص خانه آینده دخترش را بافت. اما وقتی از دنیا رفت، مهربانو فهمید امانتی که در خانه عمو گذاشته شده بود دیگر به این راحتی به او برنمیگردد.
زنعمو تا کجا حاضر بود برای نگهداشتن این وسایل پیش برود؟
چطور همان قالیای که مادر مهربانو بافته بود تبدیل به مهمترین شاهد حق او شد؟
و چرا زنعمو درست زمانی که بیشتر از همیشه به پول احتیاج داشت، با زبان خودش حقیقتی را گفت که سالها انکار کرده بود؟
این قصه شنیدنی درباره حقالناس، طمع، صبر و عاقبت ظلم به یک دختر بیپناه است؛ داستانی احساسی که نشان میدهد حقیقت ممکن است دیر آشکار شود، اما همیشه نمیتوان آن را پنهان کرد.
به نظر شما مهربانو باید از همان ابتدا برای گرفتن حقش محکمتر میایستاد یا صبر و رفتارش تصمیم درستی بود؟ نظرتان را در کامنتها بنویسید.
برای شنیدن داستانهای فارسی، الهی، آموزنده و عبرتآموز بیشتر، کانال «قصههای رحمت» را دنبال کنید.
#داستان_فارسی #داستان_عبرت_آموز #قصه_های_رحمت