Перейти к содержимому

هر روز برای یک صندلی خالی بلیط می‌خرید… تا اینکه یک روز پسرش برگشت

قصه شب

0:00 / 0:00

هر روز برای یک صندلی خالی بلیط می‌خرید… تا اینکه یک روز پسرش برگشت

11 просмотров · 2 мес. назад
قصه شب
13 подписчиков
11 просмотров · 2 мес. назад
هر روز ساعت ۵ عصر، یک زن سوار اتوبوس می‌شد و برای یک صندلی خالی هم بلیت می‌خرید. هیچ‌کس نمی‌دانست چرا… تا اینکه یک روز مرد جوانی سوار اتوبوس شد و پرسید: «این صندلی همیشه خالیه؟» آن لحظه راننده فهمید چیزی که سال‌ها منتظرش بودند، بالاخره اتفاق افتاده… اما چرا آن زن سال‌ها برای یک صندلی خالی بلیت می‌خرید؟ و این مرد چه کسی بود؟ 👀 🎧 تا آخر داستان گوش کن؛ پایانش درباره انتظار، پشیمانی و فرصت دوباره است. #داستان #داستان_جذاب #داستان_احساسی #داستان_رازآلود #داستان_کوتاه #قصه #قصه_جذاب #داستان_زندگی #داستان_یوتیوب #داستان_فارسی #قصه_شب #سرگذشت #ماجرا #یوتیوب #YouTube #Storytime #PersianStory