از جنگ "هیبریدی" تا جنگ واقعی: چگونه اروپا گزینههای صلح را کنار می گذارد؟
Barabari TV
0:00 / 0:00
از جنگ "هیبریدی" تا جنگ واقعی: چگونه اروپا گزینههای صلح را کنار می گذارد؟
687 просмотров · 3 дня назад
Barabari TV
7,7 тыс. подписчиков
687 просмотров · 3 дня назад
تلویزیون برابری: گفتاری از احمد پوری
تجارت مرگ، راست افراطی و چرخش جهان به سوی جنگ
در روزهای نخست اکتبر ۲۰۲۶ رسانههای هلند روایتی تقریباً هماهنگ ارائه دادند: اروپا دیگر در مرحله «تهدید آینده» نیست، بلکه هماکنون در میانه یک درگیری فعال با روسیه قرار دارد. روب برتوله، رئیس سابق AIVD، اعلام کرد اروپا «همین حالا» در جنگ است. مقامات دفاعی و کارشناسان نظامی نیز واژه «جنگ هیبریدی» را نرم و گمراهکننده دانستند و وضعیت را جنگ واقعی اما غیرکلاسیک نامیدند.
هوئب مودرکُلک، روزنامهنگار تحقیقی برجسته، در برنامه اوا ینک ۲۹ سپتامبر این روایت را با جزئیات بیشتری پیش برد. او سه ستون استراتژی روسیه را شرح داد: -1 جنگ روانی (سر بریده خوک و اسپری ستاره داوود)، -2 جاسوسی سایبری و -3 خرابکاری تدریجی. پیام او روشن بود: «جنگ از مدتها پیش شروع شده. شما فقط متوجه نشدهاید.» با این حال، او تقریباً تمام مشکلات اجتماعی اروپا، از جمله رشد راست افراطی، را به توطئه مسکو نسبت داد و ریشههای داخلی و حمایت علنی ترامپ، ونس و ماسک از احزاب راست افراطی اروپایی را نادیده گرفت. این رویکرد روزنامهنگاری تحقیقی را به روایت بسیجکننده جنگ تبدیل میکند.
در سطح رهبری اروپایی، هدف از دفاع از اوکراین به تضعیف ساختاری روسیه تغییر کرده است. کایا کالاس گفته شکست و کوچکتر شدن روسیه چیز بدی نیست. فریدریش مرتس اعلام کرده جنگ تنها زمانی پایان مییابد که روسیه از نظر اقتصادی یا نظامی فرسوده شود. این منطق جنگ را فرسایشی و بالقوه بیپایان میسازد.
اریک هابسبام در تحلیل علل جنگ جهانی اول نوشته بود که در شرایط رکود اقتصادی، تنها تجارت اسلحه شکوفا بود. امروز همان الگو تکرار شده: مخارج نظامی جهان به نزدیک ۳ تریلیون دلار رسیده و مجتمع نظامی-صنعتی از تهدید دائمی سود میبرد. معمای امنیت (امنیت من به قیمت ناامنی تو) اعتماد را از بین میبرد و رشد راست افراطی و نئوفاشیسم در اروپا و آمریکا — درست مانند پیش از ۱۹۱۴ و ۱۹۳۹ — نشانه خطرناک چرخش به سوی جنگهای بزرگ است.
جنگ اوکراین و بحرانهای خاورمیانه (از جمله تنش با ایران) دو جبهه جدا نیستند. هر دو بخشی از بازتعریف نظم جهانی پس از افول نسبی هژمونی آمریکا هستند. غرب همزمان روسیه را در اروپا و ایران را در خاورمیانه تحت فشار نگه میدارد و صنایع نظامی از هر دو سود میبرند.
صلح واقعی امنیت متقابل است، نه تضعیف یکطرفه. تا زمانی که منطق «کشورم اول» و تجارت مرگ حاکم باشد، جهان به سوی جنگهای جدید حرکت خواهد کرد