Перейти к содержимому

وقتی «بمباران کافی نیست». جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، از ویران‌کردن تا واداشتن و بنیان‌گذاشتن

Mehdi Khalaji

0:00 / 0:00

وقتی «بمباران کافی نیست». جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، از ویران‌کردن تا واداشتن و بنیان‌گذاشتن

10 059 просмотров · Трансляция закончилась 12 часов назад
Mehdi Khalaji
18,3 тыс. подписчиков
10 059 просмотров · Трансляция закончилась 12 часов назад
ادامه‌ی گفتار «بحرانِ تبدیلِ قدرت: جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل و مسأله‌ی پایان سیاسی جنگ» دیروز، جمعه سیزدهم شهریورماه/چهارم سپتامبر. جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل را می‌توان از پرسشی بررسی کرد که معمولاً زیر سایه‌ی اخبار حملات و تلفات قرار می‌گیرد: بعد از بمباران چه؟ برتری نظامی زمانی به پیروزی سیاسی تبدیل می‌شود که بتواند رفتار دشمن را تغییر دهد و جنگ را به پایانی مطلوب برساند. از همین رو، در گفتار پیشین با کلوزویتس میان موفقیت نظامی و غایت سیاسی جنگ تمایز نهادیم و نشان دادیم که نابودی تأسیسات، موشک‌ها یا بخش‌هایی از برنامه‌ی هسته‌ای ایران، به‌خودی‌خود دربارهٔ نتیجه‌ی سیاسی جنگ چیزی نمی‌گوید. حتی ممکن است توان مادی کاهش یابد، اما ابهام درباره‌ی آنچه باقی مانده افزایش پیدا کند. این فاصله میان «تخریب» و «نتیجه» ما را به توماس شلینگ رساند: خسارت زمانی به اهرم سیاسی تبدیل می‌شود که محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و او را به رفتاری وادارد که پیش‌تر حاضر به پذیرش آن نبود. اما فشار بیشتر الزاماً تسلیم بیشتری ایجاد نمی‌کند؛ اگر بقای حکومت موضوع جنگ شود، همان فشار می‌تواند انگیزه‌ی مقاومت را افزایش دهد. در گفتار امروز بحث را از میدان نبرد به مسأله‌ی پایان جنگ گسترش می‌دهیم: تغییر رژیم، تنگه‌ی هرمز، فشار اقتصادی، جنگ بر سر زمان و گسترش درگیری به لبنان، همگی آزمون‌های متفاوت توان تبدیل قدرت نظامی به نتیجه‌ی سیاسی‌اند. سرانجام با هانا آرنت به آخرین حلقه می‌رسیم: حتی اگر بتوان حکومتی را شکست داد یا نظمی را ویران کرد، هنوز باید پرسید چه کسی قادر است نظم بعدی را بنیان بگذارد و به آن دوام بخشد. بنابراین، بحث میان سه پرسش به‌هم‌پیوسته حرکت می‌کند: چه چیزی را می‌توان ویران کرد؟ چه کسی را می‌توان واداشت؟ و پس از پایان جنگ چه چیزی را می‌توان بنیان گذاشت؟