Перейти к содержимому

حضرت علی برایم دعا کرد با فرشته مخصوص خودم برگشتم💠تجربه گران: خانم رضوانه عرب نظرگاه/ریحانه رشیدی

Life After Life | زندگی پس از زندگی

0:00 / 0:00

حضرت علی برایم دعا کرد با فرشته مخصوص خودم برگشتم💠تجربه گران: خانم رضوانه عرب نظرگاه/ریحانه رشیدی

16 073 просмотра · 1 г. назад
Life After Life | زندگی پس از زندگی
58,9 тыс. подписчиков
16 073 просмотра · 1 г. назад
این قسمت: این چرخ گردون، تجربه گر: تجربه گران: خانم رضوانه عرب نظرگاه/ریحانه رشیدی زندگی پس از زندگی | فصل پنجم | قسمت سی و یکم 💠💠💠 درباره برنامه زندگی پس از زندگی «زندگی پس از زندگی» برنامه ای است متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراء شبکه چهارسیما برای دقایق عرفانی پیش از افطار. «زندگی پس از زندگی» روایت افرادی است که در تجربه ای نزدیک به مرگ (معادل انگلیسی: Near Death Expeience)، از کالبد جسم خارج شده و عالم برزخ را درک کرده و بازگشتند. در این برنامه با سفر به نقاط مختلف ایران و جهان ، مخاطبان برنامه، مهمان روایت های شگفت انگیز تجربه گران مرگ تقریبی از عالمی دیگر می‌شوند. 💠💠💠 نور سفیدی از سقف مقبره زیرش را روشن کرده بود و بیرون مقبره آدم‌هایی که رد می‌شدند بعضی نورانی ولی بعضی سیاه و زشت بودند و در خیابان هم ماشین‌هایی که رد می‌شدند می‌توانستم داخلشان را ببینم که برخی سفید و برخی سیاه و تاریک بودند یک لحظه سرم را چرخاندم که چهار موجود نورانی و زیبا که بال هم داشتند را دیدم که از سقف مقبره می‌آیند و یکی از آنها که بزرگ‌تر از بقیه بود کنار من آمد و سه تای دیگر هم هرکدام کنار یکی از مقبره های شهدا قرار گرفتند آن موجود نورانی بالش را زیر پای من قرار داد و به سرعت نور با هم بالا رفتیم که جز آبی آسمان چیزی نمی‌دیدم تا به جایی رسیدیم که همه جا رنگ سبز بود و آقایی بسیار نورانی که صورتش در نور معلوم نبود به سمت ما آمد و به عربی چند کلمه‌ای گفت که من نفهمیدم سپس دستش را به آسمان بلند کرد و دعایی کرد و سرش را که پایین آورد دیدم روی سرش جای زخم است و چند قطره خون هم چکید با اشاره همان آقای نورانی، دوباره آن موجودی که بسیار زیبا بود بالش را زیر پای من آورد و در یک لحظه مرا پایین آورد که چشمم را که باز کردم مربی ام را بالای سرم دیدم. _______________ احساس گرسنگی داشتم و در یک لحظه خودم را در آشپزخانه دیدم اما ناخودآگاه به داخل ماشین لباسشویی کشیده شدم و کمی بعد لباسشویی شروع به چرخش کرد بیرون ماشین لباسشویی آمدم و از روی اپن آشپزخانه می‌خواستم آب بردارم اما هر چه سعی کردم نتوانستم و دستم از لیوان رد شد بنابراین کنار جسمم برگشتم و کنارش دراز کشیدم پدرم را در آشپزخانه می‌دیدم که پشت میز نهارخوری با لپ تابش مشغول کار است و جالب اینکه آن موقع از جدولی که طراحی می‌کرد سر در می آوردم لحظه ای پدرم را از دور نگاه می‌کردم و لحظه‌ای از فاصله بسیار نزدیک به گونه‌ای که حتی سلول‌های صورت و پیشانی اش را هم می‌توانستم ببینم و البته از این حالت نگران شده و گفتم خدایا کاش این حالت تمام بشود و یکباره روحم را دیدم که بلند شد و با سرعت وارد جسمم شد و درد زیادی داشت و بعد از آن بود که چشمم باز شد. #زندگی_پس_از_زندگی #عباس_موزون #رضوانه_عرب_نظرگاه #ریحانه_رشیدی #مرگ_موقت #تجربه_مرگ #تجربه_گر #روایت_مرگ #برنامه_ماورایی #تجربه_زندگی_پس_از_مرگ 💠💠💠 برای دیدن ویدئوهای بیشتر درباره تجربه مرگ کانال ما را سابسکرایب کنید: / @life_after_life