در دیر مغان آمد | شرح غزل 27 حافظ
Rashid Kakavand | رشید کاکاوند
0:00 / 0:00
در دیر مغان آمد | شرح غزل 27 حافظ
36 067 просмотров · 9 месяцев назад
Rashid Kakavand | رشید کاکاوند
125 тыс. подписчиков
36 067 просмотров · 9 месяцев назад
در این بخش، به شرح غزل بیستوهفتم حافظ شیرازی میپردازیم؛ غزلی لبریز از شور دیدار و مستی حضور.
در این شعر، یار دلآرا با قدحی در دست، به دیر مغان میآید و جهان عاشق را دگرگون میسازد.
حافظ در آینهی نرگس مست معشوق، راز حیرت، بیخودی و حضور مطلق عشق را مینگرد؛ عشقی که “هستی” و “نیستی” را در هم میآمیزد.
با ما همراه باشید تا با نگاهی لطیف و ژرف، پرده از زیباییهای پنهان این غزل عاشقانه برداریم.
00:00 مقدمه
03:32 خوانش غزل
06:58 شرح بیت "در دیر مغان آمد، یارم قدحی در دست / مست از می و میخواران از نرگس مستش مست"
12:54 شرح بیت "در نعل سمند او شکل مه نو پیدا / وز قد بلند او بالای صنوبر پست"
18:19 شرح بیت "آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست / وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست"
23:09 شرح بیت "شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست / و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست"
27:30 شرح بیت "گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید / ور وسمه کمانکَش گشت در ابروی او پیوست"
31:18 شرح بیت بازآی که بازآید عمر شدهٔ حافظ / هرچند که ناید باز تیری که بشد از شست"