Перейти к содержимому

كتاب صوتى«ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد» نوشته‌ى: پائولو كوئيلو با روايت نيكى كريمى

كتابخانه‌ى صوتى.دنياي كتاب

0:00 / 0:00

كتاب صوتى«ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد» نوشته‌ى: پائولو كوئيلو با روايت نيكى كريمى

14 322 просмотра · 4 года назад
كتابخانه‌ى صوتى.دنياي كتاب
15,6 тыс. подписчиков
14 322 просмотра · 4 года назад
•درباره‌ى نويسنده: پائولو کوئلیو (به پرتغالی: Paulo Coelho) (زاده ۲۴ اوت ۱۹۴۷) نویسنده معاصر برزیلی است. رمان‌های او بین مردم عامه در کشورهای مختلف دنیا پرطرفدار است. او از سال ۲۰۰۷ سفیر صلح سازمان ملل در موضوع فقر و گفتگوی بین فرهنگی است. او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه‌دار و پدرش مهندس بود. او وقتی نوجوان بود، می‌خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش، مادرش پاسخ داد «عزیز من، پدر تو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم‌اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعاً می‌دانی اینکه تو یک نویسنده شوی چه معنایی دارد؟» پس از تحقیق، کوئلیو به این نتیجه رسید که «یک نویسنده همیشه عینک می‌زند و هرگز موی خود را شانه نمی‌کند و وظیفه‌ای دارد و هرگز توسط نسل خودش درک نخواهد شد». درونگرایی و سرپیچی کوئیلو از سنت ها در ۱۶ سالگی، منجر شد تا پدر و مادرش او را به یک مؤسسه روانی بفرستند که قبل از اینکه به سن ۲۰ سالگی برسد، سه بار از آنجا فرار کرد. کوئلیو بعداً اشاره کرد که «آن‌ها نمی‌خواستند به من صدمه بزنند، اما آن‌ها نمی‌دانستند چه کار باید بکنند، آن‌ها این کار را انجام ندادند تا مرا نابود کنند، آن‌ها این کار را کردند تا مرا نجات دهند.»به خاطر آرزوهای پدر و مادرش، کوئلیو در مدرسه حقوق ثبت نام کرده و رؤیای خود را برای نویسنده شدن رها کرد. یک سال بعد، مدرسه را ترک کرد و مدتی مثل یک هیپی زندگی کرد. از جنوب آمریکا، شمال آفریقا، مکزیک، و اروپا مسافرت کرد و در سال ۱۹۶۰ به مواد مخدر روی آورد. وقتی به برزیل بازگشت، و به عنوان یک ترانه‌سرا شروع به کار کرد.در سال ۱۹۷۴، کوئلیو به جرم فعالیت‌های «خرابکارانه» توسط دولت نظامی حاکم دستگیر شد؛ دولتی که حدود ده سالی بود که قدرت را به دست گرفته بود و اشعار کوئلیو را به عنوان جناح چپ برای خود تهدید آمیز تلقی می‌کرد. کوئلیو همچنین قبل از ترغیب شدن به فعالیت نویسندگی به عنوان بازیگر، روزنامه‌نگار و کارگردان تئاتر کار کرده‌است. در سال ۱۹۸۶، کوئلیو بیش از ۵۰۰ مایل در جاده سانتیاگو د کامپوستلا در شمال غربی اسپانیا راه رفت که نقطه عطفی در زندگی اش شد.در راه، کوئلیو یک بیداری معنوی را تجربه کرد. که او در اتوبیوگرافی خود در زیارت آن را شرح داده‌است. او در یک مصاحبه اظهار داشت: «در سال ۱۹۸۶، من از کارهایی که می‌کردم احساس خوبی داشتم. با کاری که داشتم آب و غذای من در حدی فراهم می‌شد که بتوانم روی تمثیل کیمیاگر کار کنم. کسی را داشتم که او را دوست می‌داشتم. اما آن‌ها رؤیای من نبود. نویسنده شدن رؤیای من بود و هنوز هست.»پس از آن کوئلیو شغل پر درآمد خود به عنوان ترانه‌سرا را ترک کرد و به دنبال نوشتن تمام وقت رفت. •درباره‌ى داستان كتاب: به نظر می‌رسد که ورونیکا هرچه می‌خواهد دارد. شب‌ها برای تفریح بیرون می‌رود، با مردهای جذاب ملاقات می‌کند، اما شاد نیست. در زندگی‌اش چیزی کم است. برای همین است که صبح روز 11 نوامبر سال 1997، تصمیم می‌گیرد بمیرد. با قرص دست به خودکشی می‌زند و خودکشی‌اش با شکست مواجه می‌شود و برای درمان به یک مرکز روان‌پزشکی منتقل می‌شود، دکتر به او می‌گوید که تا چند روز دیگر می‌میرد. (راوى: نيكى كريمى) (مترجم: آرش حجازى) ༺༻ #دنياي_كتاب_گويا #سابسكرايب_كنيد ... #كتاب_صوتي #کتاب_نایاب #کتاب_جالب #کتاب_جدید #کتاب_صوتی_رایگان #کتاب_ممنوعه #کتابخانه_اینترنتی #انتقاد #دانلود_کتاب_pdf #دانلود_کتاب_ممنوعه #دانلود_کتاب_گویا #دانلود_کتاب_خاص #سیاست #ادبیات #جامعه_شناسی #داستان #رمان #روانشناسی