Перейти к содержимому

محبوبه:مادرم در شب مرگش رازی را به من گفت که زندگی‌ ام را نابود کرد…»#پادکست

پادکست

0:00 / 0:00

محبوبه:مادرم در شب مرگش رازی را به من گفت که زندگی‌ ام را نابود کرد…»#پادکست

1 280 просмотров · 1 месяц назад
پادکست
1,57 тыс. подписчиков
1 280 просмотров · 1 месяц назад
سلام عزیزای دلم خوش اومدین به کانال پادکست❤️ سرگذشت محبوبه سنی نداشت که سرنوشتش را دیگران برایش تعیین کردند... سودابه دختری بی‌مادر بود که در یک خانواده سختگیر و بی‌رحم بزرگ شد؛ دختری که در کودکی مجبور شد با مردی بسیار بزرگ‌تر از خودش ازدواج کند. اما این تازه شروع کابوس زندگی او بود... سال‌ها بعد، همسرش صادق در حالی که از عذاب وجدان گذشته رنج می‌برد، رازی را فاش می‌کند که همه‌چیز را تغییر می‌دهد: «رحیم رو من ...» اما چرا صادق اینکارو کرد؟ سمانه چه نقشی در این ماجرا داشت؟ چرا صادق مجبور شد با همسر کسی که از دست رفته بود ازدواج کند؟ چرا فرزندان سودابه از حقیقت مادرشان بی‌خبر بودند؟ و چرا سودابه قبل از اینکه حقیقت برای همیشه آشکار شود، از دنیا رفت؟ یک داستان تلخ، معمایی و پر از راز درباره ازدواج اجباری، خیانت، حسادت، راز خانوادگی، عشق، ظلم و فداکاری یک مادر. تا پایان همراه داستان باشید؛ چون حقیقتی که در پایان آشکار می‌شود، تمام اتفاقات ابتدای داستان را از زاویه‌ای کاملاً متفاوت نشان می‌دهد. 💔 اگر از داستان‌های واقعی‌نما، داستان‌های تلخ خانوادگی، داستان‌های رازآلود و داستان‌های پرتعلیق خوشتان می‌آید، این قسمت را از دست ندهید. #داستان #داستان_واقعی #داستان_تلخ #داستان_عاشقانه #داستان_معمایی #ازدواج_اجباری #داستان_خانوادگی ممنون میشم با لایک و سابسکرایب و شیر کردن داستانها به بیشتر دیده شدن کانال کمک کنید😍 #داستان #پادکست #داستان_فارسی #داستان_صوتی #رمان لینک سرگذشت ارباب رعیتی حوا👇👇    • حوا 1:سرگذشت فوق العاده قشنگِ ارباب رعیتی ...