Перейти к содержимому

غرق حرف زدن با عشقم بودم که سایه همسایه رودیدم مچ گیریِ اون یعنی رسوایی تو کل محل !همون لحظه ../#عشق

داستان شب dastane shab

0:00 / 0:00

غرق حرف زدن با عشقم بودم که سایه همسایه رودیدم مچ گیریِ اون یعنی رسوایی تو کل محل !همون لحظه ../#عشق

150 просмотров · 11 дней назад
داستان شب dastane shab
125 подписчиков
150 просмотров · 11 дней назад
غرق حرف زدن با عشقم بودم که سایه همسایه رودیدم مچ گیریِ اون یعنی رسوایی تو کل محل !همون لحظه .. همیشه فکر میکردم زندگیم همین قدر ساده میمونه ولی سرنوشت یه قصه دیگه برام نوشت این روایت زندگی منه ازبزرگ شدن تو یه خانواده سنتی و سخت گیر تا اتفاقی که همه چیزو عوض کرد همیشه بزرگترا میگفتن زیبایی دختر ممکنه دردسر داشته باشه اما من هیچ وقت جدی نمیگرفتم تا اینکه اون اتفاق افتاد #داستان #قصه #داستان_جالب #پادکست #داستان_شبانه رییس جدید شرکت شوهر سابقم بود    • رییس جدید شرکت همون شوهرسابقم بود کسیکه دخ...   دوست پسر اومد خونمون خواستگاری    • با شنیدن پچ پچای نامادریم و دوست پسرم از پ...   قلبم برای کارگر بابام میتپید    • عاشق کارگر بابام شدم و قلبم براش میتپید ام...   داستان های واقعی پادکست داستان قصه های واقعی داستان برای خواب پادکست صوتی داستان جالب واقعی داستان عبرت انگیز داستان انگیزشی داستان ترسناک داستان آموزنده ممنون میشم به من لطف کنید و سابسکرایب کنید #داستان_شبانه