Перейти к содержимому

وفای زن-علی نظری-سالِ ۱۳۴۷-به همراهِ توضیحاتِ صفحه

آرشیو صفحه‌های ایران

0:00 / 0:00

وفای زن-علی نظری-سالِ ۱۳۴۷-به همراهِ توضیحاتِ صفحه

1 220 просмотров · 3 года назад
آرشیو صفحه‌های ایران
9,24 тыс. подписчиков
1 220 просмотров · 3 года назад
❤️ این کانال با عشق و علاقه برای حفظ و آرشیو صفحه‌های گرامافون ایران ایجاد شده است و هیچ‌گونه درآمد یا اسپانسری ندارد. اگر از محتوای ما لذت می‌برید، حمایت شما از طریق عضویت در کانال زیر کمک بزرگی خواهد بود: ✅   / @veygoft   ✅ 📚 چکیده‌ای برای ذهن‌های کنجکاو🎙 در «وی گفت:» به بررسی کتاب‌ها، نظریه‌ها و جهان‌بینی‌هایی می‌پردازیم که دیدگاه ما را نسبت به واقعیت، آگاهی و معنای زندگی تغییر می‌دهند. ✅   / @veygoft   ✅ وفای زن-علی نظری-سالِ ۱۳۴۷ شعر: سعید مهناویان آهنگ: سعید مهناویان خواننده: علی نظری ناشر: فانوس آبی ✅حمایت از این کانال(لایک، کامنت،سابسکرایب و به اشتراک‌گذاری) کمکی‌ست به حفظِ گنجینه‌ای از تاریخِ معاصرِ ایران✅ Label: فانوس آبی – M45 Format: Vinyl, 7", 45 RPM Country: Iran Released: 1969 ❌(برای دسترسی به دسته‌بندی‌صفحات، لطفا به پلی‌لیستِ کانال مراجعه نمایید)❌ ____________________________________________________________ ✅کانالِ آرشیو صفحه گرامافون‌های ایران، تلاشی‌ست برای جمع‌آوری و طبقه‌بندی صفحه‌های ضبط شده در ایران✅ ==================================================   / persiangrd   ================================================== آرشیو کمپانی آهنگ روز    • 💽آرشیو کمپانی آهنگ روز   ================================================== آرشیو رامش    • 🎤رامش   ================================================== آرشیو صفحه‌های نایاب و تاریخی    • 📅آرشیو صفحه‌های نایاب و تاریخی   ================================================== ✳️متن ترانه✳️ شب شد و باز دوباره ماه در اومد ولی یارم سر وعده نیومد روی چشمم غبار غم نشسته ای خدا دیگه صبر من سر اومد تو کوچه تا منو پیدا میکنه وعده امشبو حاشا میکنه با زبون گرم و نرمش به خدا دلمو غرق تمنا میکنه همش از عهد و وفا سخن میگه با من از جور و جفای من میگه همه مردا رو نفرین میکنه به من از لطف و صفای من میگه آخه کی دیده تو این دور و زمونه زن باوفا و نازنین بمونه فردای روز وعده بر میگرده به گوش من خسته چنین میخونه به جون تو سوگند دیشب نبودم یک کاری داشتم جایی رفته بودم ای خدا چکار کنم بگو به کجا فرار کنم من چه خاکی به سر این دل بیقرار کنم همه کارم شده اینکه روزا بشینم سر راش تا تماشای قد و بالای گلکزار کنم آخه کی دیده تو این دور و زمونه زن باوفا و نازنین بمونه فردای روز وعده بر میگرده به گوش من خسته چنین میخونه به جون تو سوگند دیشب نبودم یک کاری داشتم جایی رفته بودم ای خدا چکار کنم بگو به کجا فرار کنم من چه خاکی به سر این دل بیقرار کنم همه کارم شده اینکه روزا بشینم سر راش تا تماشای قد و بالای گلکزار کنم آخه کی دیده تو این دور و زمونه زن باوفا و نازنین بمونه فردای روز وعده بر میگرده ==================================================