روزی که من گم شدم | داستانی از برنده جایزه نوبل ادبیات، ایساک بشویس سینگر | ترجمه: اسدالله امرایی
سرای داستان
0:00 / 0:00
روزی که من گم شدم | داستانی از برنده جایزه نوبل ادبیات، ایساک بشویس سینگر | ترجمه: اسدالله امرایی
13 501 просмотр · 1 год назад
سرای داستان
43,8 тыс. подписчиков
13 501 просмотр · 1 год назад
شناختن من كار آساني است. مردي را در خيابان ميبينيد كه پالتوي بسيار بلند و كفشهاي بسيار بزرگي پوشيده، كلاهي مچاله شده با لبهاي پهن بر سر گذاشته، عينكي به چشم زده كه فقط يك شيشه دارد، به دليل تابش نور خورشيد چتري در دست گرفته است؛ مردي با اين مشخصات، من هستم، پرفسور شلميل، نشانههاي بي برو برگرد ديگري نيز براي شناسايي من وجود دارد. جيبهاي من هميشه با روزنامه، مجله و حتي كاغذ، پف كرده و برآمده است. داستان روزي كه گم شدم زبانی ساده دارد و صحنهپردازيهاي دقيق و فضاهاي داستاني جذاب از ويژگيهاي اين داستانهاست.