Перейти к содержимому

مغزها را باید شست! شعر زشت و زیبا - طنز شاعر معاصر

Anahita alef

0:00 / 0:00

مغزها را باید شست! شعر زشت و زیبا - طنز شاعر معاصر

35 876 просмотров · 2 мес. назад
Anahita alef
40 тыс. подписчиков
35 876 просмотров · 2 мес. назад
شعر شبه سکسی - زشت و زیبا - مدح شبیه به ذم ای بت شیک پوش مه سیما دلبر شوخ خوش قدو بالا ای که جمعی کند روز و شبت شکر تکریم و التماس دعا چه شود گر دهی به من یکبار گوش برگفته از برای خدا بگذاری که بر درت مالم چهره خویشتن لبان گدا آبم آید چو بینمت از دور تا کمر از دو چشم چون دریا جات خالی سحر بلند شود از فراقت مرا به سر سودا اندک اندک به زجر می خوابد آن همه شعله های روح افزا در پست گرچه کرده ام بسیار شکوه ها پیش جمله ی رفقا باز هم پاره می کنم پیشت پیرهن بر تن ای بت زیبا همه کردند من چرا نکنم مدح آن قدو قامت رعنا گرد و نرم است و تنگ مرطوب است دهنت ای بت جهان آرا تنگ خوب است و تنگ می خواهم چشم بدخواه و روزی اعدا بشنو از « ناوی » و بده گاهی زر و سیمی به توده فقرای شاعر: ضیاءالحق ناوی (۱۲۹۳[۱] یا ۱۲۹۶[۲] – ۱۳۶۲) پزشک، شاعر، و نمایندهٔ سبزوار در بیست و سومین دورهٔ مجلس شورای ملی ایران بود. ضیاءالحق فرزند محمداسماعیل در سبزوار متولد شد و تحصیلات ابتدایی را همان‌جا سپری کرد. دبیرستان را در مشهد گذراند و دیپلم علمی‌اش را در تهران گرفت. در ۱۳۱۶ وارد دانشکدهٔ پزشکی تهران شد و دکترایش را در رشتهٔ پزشکی اخذ کرد. سپس برای اخذ مدرک تخصصی چشم‌پزشکی به پاریس رفت.[۲] خدمات اداری‌اش از ریاست ادارهٔ بهداری سبزوار آغاز شد و به سمت‌های ریاست بهداری استان دوم، ریاست درمانگاه اشرف پهلوی، رئیس تبلیغات وزارت بهداری، مدیرکل روابط اجتماعی وزارت بهداری، بازرس فنی، مدیرکل وزارت بهداری، و رئیس گروه صنفی نظام پزشکی ایران نیز نائل آمد. پس از بازنشستگی از وزارت بهداری، در انتخابات مجلس ایران (۱۳۵۰)، از مجموع ۲۲٬۴۳۳ رأی مأخوذه در حوزهٔ انتخابیهٔ سبزوار، با کسب ۱۷٬۲۴۵ رأی به عنوان نمایندهٔ دوم حوزه انتخاب شد. او عضو حزب ایران نوین بود.[۴] در ۱۳۵۳ حین نمایندگی به دلیل ابتلا به دیابت در بیمارستان سنترال آمریکا بستری شد و به همین خاطر یک پایش را از دست داد و قوهٔ بینایی‌اش نیز ضعیف شد. او با زبان‌های عربی و فرانسه آشنا بود و به فارسی نزدیک به ۲۰ هزار بیت سرود که در کتاب ارمغان نوروز چاپ شده‌اند. در شعر «ناوی» تخلص می‌کرد. در ذیل ابیاتی از فکاهی طنزگونهٔ «غزل پزشکی» اثر ناوی آمده‌است ناوی در ۱۳۶۲ درگذشت اين شيوه¬ی سخن¬پردازي را كه به ظاهر ساختي نكوهشي دارد اما بر خلاف انتظار به ستايش ختم مي‌شود، و از همين رو بيشتر و بهتر به دل مي‌نشيند مدح شبيه به ذم(ستايش نكوهش گونه) ناميده‌اند. پس مدح شبيه به ذم يعني اينكه سخنور، كسي يا چيزي را به گونه‌اي بستايد كه خواننده نخست فريب بخورد و آن را نكوهش پندارد. اما بعد از خواندن تمام مطلب، تازه مي‌فهمد به دامی شیرین، افتاده است، اما از فريب¬خوردن خود خرسند مي‌شود. گويندگان براي به¬وجودآوردن اين صنعت بيشتر از واژگان استثناء، مثل ولي، لیک، اما، ليكن و جز آن ياري مي‌جويند و بعد از آوردن اين واژگان چيزي مي‌آورد كه آنچه را پيش از آن آورده نه نقص و نه رد بلكه تاكيد مي‌كند. شعر زشت و زيبا از كريمي مراغه اي وئرمیشم طاقت و آرامیمی ای یـــار سنه عاشــقم عاشــــقم ای دلبــر اعیار سنه سئوه رم بزم اولا خلوت، قویاسان من ائلیم دردیمی محنتیمی غصه مـــی اظهار سنه گزه رم کوچه و دربندی دالونجا سوخـارام پیـچاقی قارنینا هــــر کس ائده آزار سنه ... گله سن باغ دا وئرم بیر الیوه اویناداسان قيرمیزی آلما انار و گـــــل بیخار سنه ال ایاق چالما چالیشما نئجه توتسان کئچه جاق دئمه خاطير قویاجاق چـــــــــرخ جفاکار سنه احتراما دایارام آغزیوا سَنده سوراسان سولی قلیانی کریمی دئیر اشعار سنه گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری (احتمالا عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند. شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت. شاعرسرود: سال ها بود که تو را می کردم همه شب تا به سحرگاه دعا یاد داری که به من می دادی درس آزادگی و مهر و وفا ... عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال شعر منتسب به ایرج میرزا ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﻣﺎﻧﺪﻩ آﻥ ﺷﺐ که ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺧ‌ﻮﺷﺖ ﺑﯿﺪﺍﺭ؟ ... آن شب، ﺷﺐ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﻫﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻫﯽ ﺩﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ،ﺗﻮ ﻋﺸﻖ به ﺍﯾﻦ ﺩلدار شاعر و نویسنده این اثر طنز فقط روایتگر داستانی طنز است که جنبه انتقادی و آموزشی دارد. این داستان با وجود ظاهر هجوآمیز و طنز رکیک، از نظر ادبی قوی و پر ازاستعاره است موضوعاتی که معمولاً به آنها پرداخته نمی‌شود به شکل طنزآمیز و جسورانه مطرح شده است. این هجو ساختارشکنانه، نه‌تنها برای شوک‌آور بودن، بلکه برای نشان دادن تناقضات و معضلات اجتماعی و خانوادگی به کار رفته است. لینک کانال تلگرام👇🏻❤ https://t.me/Alef_Anahita لینک اینستاگرام👇🏻❤   / anahita_alef   لینک توییتر/X👇🏻❤ https://x.com/Anahita_alef آدرس ایمیل: AnahitaAlefYT@gmail.com لینک پلی لیست هزلیات    • عارف نامه سکس با زن چادری - ایرج میرزا باب...   لینک پلی لیست شاهنامه خوانی    • شاهنامه فردوسی با آناهیتا الف - شاهنامه خو...   لینک پلی لیست آیین های ایرانی    • ایرانیان هزاران سال پیش نوروز رو چطور برگز...   AnahitaAlefYT@gmail.com https://t.me/Alef_Anahita   / anahita_alef   https://x.com/Anahita_alef این ویدیو آموزشی است و با هدف آشنایی بیشتر با شعر شعرای پارسی زبان تهیه شده است. This content is educational and aims to introduce Persian poets and great figures of Iranian literature. The source and reference for the recited poem are provided in the caption.