Перейти к содержимому

داستان واقعی: ارسالی ..سنم زیاد بود وهیچ خواستگاری نداشتم و سربارخانواده بودم #داستان #داستان_واقعی

کافه آوا

0:00 / 0:00

داستان واقعی: ارسالی ..سنم زیاد بود وهیچ خواستگاری نداشتم و سربارخانواده بودم #داستان #داستان_واقعی

2 159 просмотров · 1 г. назад
کافه آوا
1,77 тыс. подписчиков
2 159 просмотров · 1 г. назад
داستان واقعی: ارسالی ..سنم زیاد بود وهیچ خواستگاری نداشتم و سربارخانواده بودم #داستان #داستان_واقعی تو روستا رسم بود دخترا زود ازدواجمیکردم میرفتن اما من هیچ خواستگاری نداشتم و سربار پدر و مادرم بودم.. تا اینکه اون اتفاق اخر سربلندم کرد... #داستان_واقعی #رمان #داستان #داستان_صوتی #داستان_فارسی #داستان_واقعی_جدید لینک داستان از استوری یکی از فامیل ها فهمیدم تولد خواهر شوهرمه و شوهرمم اونجاس اما چیزی به من نگفته بود...    • داستان واقعی: ارسالی..از استوری یکی از فام...   لینک داستان درباره زنی که به زن همسایه اعتماد میکنه و درد و دل میکنه غافل از اینکه اون...    • Видео   لینک داستان درباره دختری که عاشق همکلاسیش میشه اما اون با خواهرش ازدواج میکنه و یه شب...    • Видео   داستان عاشقانه داستانهای فارسی رمان صوتی عاشقانه ایرانی کتاب صوتی پادکست داستان انگیزشی پادکست داستان عاشقانه داستان کافه آوا داستان غمگین مشاوره تراپی سرگذشت واقعی خاطرات زندگینامه شعر دوستان عزیزم ممنون که با لایک هاتون به پیشرفت کانالم کمک میکنین منتظر کامنت هاتون هستم دوستتون دارم