داستان واقعی :بابامو برد خانه سالمندان....چندروز بعد اتفاقی افتادکه ....سرگذشت لیلا..
Omghe sarnevesht عمق سرنوشت
0:00 / 0:00
داستان واقعی :بابامو برد خانه سالمندان....چندروز بعد اتفاقی افتادکه ....سرگذشت لیلا..
8 697 просмотров · 6 дней назад
Omghe sarnevesht عمق سرنوشت
157 подписчиков
8 697 просмотров · 6 дней назад
داستان واقعی : "برادرم به خاطر حرف زنش، بابای پیرمون رو برد خانه سالمندان و فکر میکرد دیگه از شر مسئولیتش راحت شده. بعد از چند ماه دلم طاقت نیاورد، رفتم بابامو آوردم پیش خودم تا حداقل روزهای آخر عمرش آروم باشه. همون هفته بود که خبر رسید برادرم تو یه معامله عجیب کل مال و اموالش رو باخته و ورشکست شده. اون روز با چشمهای خودم دیدم که آه پدر چطور زندگی آدمو خاکستر میکنه و هیچ تاوانی تو این دنیا بیجواب نمیمونه."
سرگذشت زندگی وسرنوشت لیلا..
#راوی_زندگی
#سرنوشت
#داستان
#پادکست
#عمق_سرنوشت
#داستان_زندگی
#روایتگر_زندگی
#راوی
#پادکست_صوتی
#پادکست_فارسی
#عشق
🔔 لایک و سابسکرایب فراموش نشه.
• داستان واقعی :مغازه طلافروشی داشتم .یه روز...
داستان واقعی
پادکست
روای زندگی
داستان های فارسی
داستان واقعی عاشقانه
داستان عاشقی
عمق سرنوشت
جاده داستان
داستان لند
رمان خونه
آوای داستان
داستان الهی
سرنوشت تو
دشت داستان
رادیو آوای من