طوطی / قسمت دو / رمان صوتی ( Tuti Part 2 )
Storyteller ( Farinaz Farasat )
0:00 / 0:00
طوطی / قسمت دو / رمان صوتی ( Tuti Part 2 )
1 629 просмотров · 1 день назад
Storyteller ( Farinaz Farasat )
11,6 тыс. подписчиков
1 629 просмотров · 1 день назад
#داستان_عاشقانه#رمان_صوتی #داستان_تاریخی #داستان_قدیمی
خلاصه قسمت دوم | رمان «طوطی»
هاشم و بهروز پس از بازگشت به خانه طاووس، با زن تازهای به نام فریبا آشنا میشوند و هاشم آن شب را با او میگذراند. بهروز اما همچنان نزد اقدس میماند؛ زنی که مدتی است به طور ثابت با او رفاقت دارد.
بعد از آن، زندگی برای چند روز آنها را از یکدیگر جدا میکند و هرکدام درگیر کار خود میشوند. اما وقتی دوباره همدیگر را پیدا میکنند، خیلی زود به همان روال همیشگی بازمیگردند؛ عرقخوری و پرسه زدن از این کافه به آن کافه. این بار نیز مستی و بیخیالی به درگیری ختم میشود. با مردی دعوا میکنند، پای کلانتری به میان میآید و هاشم نیز در جریان درگیری زخمی میشود.
در همین میان، بهروز به هاشم خبر میدهد که طوطی، همان دختری که آخرین بار در خانهای تازه با او آشنا شده بودند، مرتب سراغ هاشم را میگیرد و مشتاق دیدن دوباره اوست. آن دو تصمیم میگیرند به دیدن طوطی بروند.
اما شوخی قبلی هنوز ادامه دارد. هاشم و بهروز در اولین ملاقات وانمود کرده بودند که هاشم لال است و حالا ناچار میشوند همان نمایش را ادامه دهند. وقتی طوطی متوجه زخمهای هاشم میشود، بیش از پیش نگران او شده و با اصرار از او میخواهد که شب را نزدش بماند.
احساس طوطی به هاشم دیگر شبیه یک آشنایی ساده نیست. او در خلوت خود با خدا عهد میبندد و از او میخواهد هاشم را برای همیشه برایش نگه دارد؛ بیخبر از اینکه رابطهای که برای او به عشقی جدی تبدیل شده، از یک شوخی و یک دروغ آغاز شده است.
قسمت دوم در حالی به پایان میرسد که هاشم شب را نزد طوطی میماند.
#داستان_عاشقانه
#داستان_فارسی
#داستان
#زندگی
#غرور
#خانواده
#خانوادگی
🎙️ گوینده: فریناز فراست معمار
📖 نویسنده: زکریا هاشمی
📅 منتشر شده: ۱۳۴۸
📖 نشر مجدد: انتشارات مهری | ۱۴۰۰
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
#RomanticStory #IranianNovel #Audiobook #HistoricalStory #ClassicStory
Episode 2 Summary | Tuti
After returning to Tavous's house, Hashem and Behrouz meet a new woman named Fariba, and Hashem spends the night with her. Behrouz, meanwhile, stays with Aghdas, the woman he has been regularly seeing.
For the next few days, work keeps the two friends occupied and apart. But once they meet again, they quickly return to their familiar routine—drinking and wandering from one café to another. Before long, another drunken encounter turns into a fight. The police become involved, and Hashem is injured in the confrontation.
Amid all this, Behrouz tells Hashem that Tuti, the young woman they met during their previous visit to a new house, has repeatedly been asking about him and is eager to see him again. The two friends decide to pay her a visit.
There is only one problem: during their first encounter, Hashem and Behrouz had jokingly pretended that Hashem was mute. Now, they have to continue the deception. When Tuti sees that Hashem has been injured, she becomes deeply concerned and insists that he stay with her for the night.
By now, Tuti's feelings for Hashem have grown far beyond a casual acquaintance. In private, she makes a promise to God and prays that Hashem will remain with her forever—unaware that the relationship she has begun to take so seriously was born from a joke and a lie.
Episode Two ends with Hashem staying the night with Tuti.
#TrueStory
#love
#book
#historical
🎙️ Voice actress: Farinaz Farasat Memar
📖 Writer: Zakaria Hashemi
📅 Published: 1969
📸 Instagram: @farinaz_farasat_memar