بررسی کتاب فضایل ذهنی ، مصطفی ملکیان
شرح آرزومندی
0:00 / 0:00
بررسی کتاب فضایل ذهنی ، مصطفی ملکیان
3 646 просмотров · 7 л. назад
شرح آرزومندی
42,3 тыс. подписчиков
3 646 просмотров · 7 л. назад
نشست معرفی و بررسی کتاب «فضائل ذهن» نوشته لیندا زگزبسکی و ترجمه امیرحسین خداپرست، ظهر ۲۷ دی۱۳۹۶ ، با حضور بابک عباسی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، امیرحسین خداپرست، عضو هیئت علمی موسسه حکمت و فلسفه و مصطفی ملکیان پژوهشگر حوزه اخلاق برگزار شد.
این کتاب نظریهای اخلاقی میدهد
یکی از ۵۰ کتاب مهمی که در طول زندگی مطالعه کرده ام
مصطفی ملکیان، بحث خود را با اشاره به اهمیت کتاب فضائل ذهن لیندا زگزبسکی آغاز کرد و آن را یکی از ۵۰ کتاب مهمی که در طول زندگی مطالعه کرده نامید و گفت: در سال ۱۳۷۶ یعنی دو سال بعد از انتشار متن اصلی این کتاب، آن را خواندم و همیشه آرزو داشتم آن را به فارسی ترجمه کنم که متاسفانه فرصت نشد. الان هم از مشاهده ترجمه آن بسیار خوشحال شدم. اما همچنان به یاد شعری افتادم که میگوید: ای آرزوهای رفته برباد/ رفتید و فقط گرد و غبار پیری بر سر و رویم نشاندید.
وی ادامه داد: کتابها را به دو دسته میتوان تقسیم کرد، نخست آثاری که از مطالعه آنها عالم تر و متفکرتر و فیلسوفتر میشویم، یعنی به لحاظ ذهنی غنیتر و سرشارتر میشویم، دوم آثاری که وقتی آن ها را میخوانیم انسان بهتری میشویم، همچنان که ویتگنشتاین آرزو میکرد که کتابهایش به گونهای باشد که خواندن آنها خواننده را بهتر کند. کتاب فضایل ذهن در عین حال که از نظر علمی و فکری قوی است، آدم را بهتر میکند. به تعبیر شاعر ما کتابی است که در آن باد میوزد. از این حیث اگرچه در نظر نخست مطالعه آن دشوار به نظر میرسد، اما خواندن آن باعث میشود ما در خودمان فضایی معنوی حس کنیم، ضمن این که این فضای معنوی موید به تاییدات آکادمیک است.
این پژوهشگر و استاد فلسفه و اخلاق بحث خود درباره این کتاب را تقطیع و نه تلخیص آن خواند، بدین معنا که نکاتی شاخص از آن را بیان میکند و گفت: بعضی از نکات کتاب فضایل ذهن جای بسط و تفصیل و تعمیق دارد و بعضی انتقادات نیز بدان وارد است، اما فعلا مجال پرداختن به آن نیست.
حصر عقلی سه مکتب بزرگ اخلاقی: وظیفه گرایی، نتیجه گرایی و فضیلت گرایی
این که شهودهای اخلاقی انسان ها هر سه مکتب بزرگ اخلاقی را در بادی نظر تایید میکند، نکته بعدی بحث ملکیان بود و گفت: انسان ها شهودهایی دارند که دست کم در نظر اول هر سه مکتب را تایید میکنند، یعنی مثلا شهود ما میگوید درست است که انسان با دیگری چنان رفتار کند که خوش دارد دیگری با او چنان رفتار کند و این موافق وظیفه گرایی است. همچنان که تواضع در بادی نظر از نظر همه کار درستی است، یعنی با نعمتهایی که در زندگی داریم، چنان رفتار کنیم که گویی در زندگی دیگران است.
از سوی دیگر شهودهایی مطابق پیامدگرایی داریم، مثل بد بودن راستی که باعث جدال دو قوم و قبیله شود، یا آن تعبیر حضرت عیسی(ع) که میگفت انسان را برای شنبه نیافریدهاند، بلکه شنبه را برای انسان آفریدهاند. شهود مطابق فضیلت گرایی نیز داریم، مثلا همه ما انتقاد یک انسان خیرخواه را اخلاقی میدانیم، در حالی که نقد یک حسود یا رقیب را رذیلت میخوانیم و از کارش احساس رنجش میکنیم. به همین خاطر است که در نگاه نخست هیچ کدام از این مکاتب نمیتوانند دیگران را از میدان بدر کنند و به همین جهت است که هر یک از انسان ها در زندگی روزمره بر اساس هر سه مکتب عمل میکنند.
مصطفی ملکیان در خصوص کتاب فضائل ذهن معتقد است که این کتاب یکی از کتابهایی است که به غیر از جنبههای علمی، زندگی انسان را بهتر میکند و میارزد که انسان در خصوص تک تک جملات آن بیاندیشد.
ما انسانها معتقدیم که علم و فهم و حکمت سه ارزش متفاوت هستند. بسیار اتفاق میافتد که کسی بسیار عالم است، اما حکمت ندارد. یعنی بسیارند کسانی که به لحاظ معرفت سطح پایینی دارند، اما حکمت دارند، یعنی زندگی شان را بهتر از یک «فول پروفسور» دانشگاهی اداره میکنند، زیرا هم خوش تر هستند، هم خوبترند و هم مردم آنها را بیشتر دوست دارند و هم از زندگی لذت بیشتری می برند. کسی که حکمت ندارد، از دادههای(data) فراوان نمیتواند استفاده کند. روی هم انباشتن دادهها حتی اگر جنبه معرفت یابد، به حکمت نمیانجامد.
حکمت یعنی انسان بتواند از مجموعه دادهها برای یک زندگی خوب و خوش استفاده کند. زگزبسکی معتقد است که کسانی در معرفت شناسی دیدگاههای مشابه نتیجه گرایان و وظیفه گرایان دارند، نمیتوانند ارزش حکمت را نشان دهند. ضمن آن که از دید او در معرفت شناسی فضیلتگرا به معنای فهم نیز پی می بریم و فهم نیز متفاوت از حکمت و علم است. فهم یعنی از سطح به عمق رسوخ کردن. بسیار می شود که آدمها در فهم متون مقدس یا در فهم متون فلسفی در سطح میمانند. پیامبر(ص) میفرماید که از تیزهوشیهای دم بریده برای آدمیان میترسد، یعنی دانشی که به عمق رسوخ نمیکند. زگزبسکی معتقد است که آدم در عالم ذهن باید سه خصلت مهم داشته باشد: علم، فهم و حکمت. اگر به معرفت شناسی رویکرد فضیلت گرایانه داشته باشیم، هر سه اینها قابل تبیین هستیم، اما در رویکردهای دیگر ممکن است علم قابل تبیین باشد، اما فهم و حکمت قابل تبیین نیستند.