95 دقیقه روح نواز همراه با مولانا
دیوان خیال
0:00 / 0:00
95 دقیقه روح نواز همراه با مولانا
2 015 просмотров · Трансляция закончилась 1 дн. назад
دیوان خیال
19,6 тыс. подписчиков
2 015 просмотров · Трансляция закончилась 1 дн. назад
برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه «دیوان خیال» رو از طریق لینک زیر نصب کنید.
کافیه هر اجرا رو یکبار داخل برنامه بارگیری کنید تا بعد از اون، هر زمان و هر جا که خواستید، بدون نیاز به اینترنت بشنوید.
نصب برنامه دیوان خیال
https://divanekhial.com/app
سایت دیوان خیال
https://divanekhial.com
اسپاتیفای دیوان خیال
https://open.spotify.com/artist/1Uakl...
۹۵ دقیقه همراه با مولانا؛ سفری میان عشق، شور، بیخودی، حیرت و امید.
در این مجموعه، ۲۳ غزل ماندگار از دیوان شمس در یک اجرای پیوسته و متفاوت کنار هم نشستهاند؛
از «تو نه چنانی که منم» تا «هله نومید نباشی».
🎧 پیشنهاد میکنیم این اجرا را با هدفون و در فضایی آرام بشنوید.
اگر یکی از این غزلها بیشتر با دل شما سخن گفت، نامش را برای ما در کامنتها بنویسید. 🤍
تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی
ای جانک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟
یک تنگ شکر خواهم زان شکر قند، ای جان
ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
جان من و جان تو در اصل یکی بوده
چند گریزی ز ما؟ چند روی جا به جا؟
جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا
ای توبهام شکسته، از تو کجا گریزم؟
ای در دلم نشسته، از تو کجا گریزم؟
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
ای یوسف خوشنام ما، خوش میروی بر بام ما
ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما
آن کس که تو را دارد، از عیش چه کم دارد
وان کس که تو را بیند، ای ماه چه غم دارد
ای هوسهای دلم، باری بیا رویی نما
ای مراد و حاصلم، باری بیا رویی نما
قند بگشا ای صنم، تا عیش را شیرین کند
هین که آمد دود غم، تا خلق را غمگین کند
تو چرا جمله نبات و شکری
تو چرا دلبر و شیریننظری
مستی ده و هستی ده، ای غمزهٔ خماره
تو دلبر و استادی، ما عاشق و اینکاره
من بیخود و تو بیخود، ما را که برد خانه؟
من چند تو را گفتم: کم خور دو سه پیمانه!
آمدهام که سر نهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم، شکر برم
ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان
در گوش جانم میرسد، طبل رحیل از آسمان
آمد ترشرویی دگر، یا زمهریر است او مگر
برریز جامی بر سرش، ای ساقی همچون شکر
ای عاشقان، ای عاشقان، من خاک را گوهر کنم
وی مطربان، ای مطربان، دف شما پر زر کنم
هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
ما به چمن میرویم، عزم تماشا که راست
خُنُک آن کس که چو ما شد، همگی لطف و رضا شد
ز جفا رست و ز غصه، همه شادی و وفا شد
من سرخوش و تو دلخوش، غم بیدل و بیسر به
دل میده و بر میخور، از دلبر و دل بر به
مشو ای دل تو دگرگون، که دل یار بداند
مکن اسرار نهانی، که وی اسرار بداند
من از عالم تو را تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم؟!
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه که فردات بخواند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعر: مولانا جلالالدین محمد بلخی
از غزلیات دیوان شمس
🎵 دیوان خیال
تمامی تنظیمها، اجراها و تولید این مجموعه برای «دیوان خیال» تهیه شده است.
بازنشر کامل اثر بدون اجازه مجاز نیست.