وایکینگ ها: کابوس اروپا از دل دریاها
Deep Podcast
0:00 / 0:00
وایکینگ ها: کابوس اروپا از دل دریاها
63 393 просмотра · 3 дн. назад
Deep Podcast
397 тыс. подписчиков
63 393 просмотра · 3 дн. назад
منبع ما در این ویدیو این کتابه:
آشنایی با وایکینگها نوشته جولین ریچادز ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه
ــــــــــــــــــــــــــــ
music by @incompetech_kmac Kevin MacLeod @ScottBuckley
ـــــــــــــــــــــ
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
Instagram: / deep.podcast
Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast
ــــــــــــــــــــ
بیشتر وایکینگها در منطقهای زندگی میکردند به اسمِ اسکاندیناوی. منطقهای در شمال اروپا. این بخشِ تاریخی چهار کشورِ اروپایی رو در خودش جا داده: سوئد، نروژ، دانمارک و فنلاند. این چهار کشور از نظر زبانی و فرهنگی اشتراکات زیادی با هم دارند. واژه (اسکاندیناوی) یک واژه کهن و قدیمیه. در گذشته بهش (اسکادهینائو) میگفتن
اسکادهینائو یعنی سرزمینِ خطرناک و در اصل اشاره به جایی داشت که دور و برش پر از آب بود. این منطقه یه جایی بود در جنوبیترین نقطه سوئد. در گذشته کشتیها خیلی سخت در اونجا رفت و آمد میکردن جوریکه خیلی از این کشتیها غرق میشدن و هیچوقت به مقصد نمیرسیدن. برای همین اولین بار، رومیها به این منطقه گفتن اسکاندیناوی. یعنی سرزمینِ خطرناک. اسمی که تا به امروز هم روی این منطقه باقی مونده.
بدلیل روابط نزدیک فرهنگی، جزایر فارو و کشورِ ایسلند رو هم در کنار اون چهار کشوری که گفتیم، بخشی از اسکاندیناوی در نظر میگیرن
اینکه چرا به همه این کشورها میگن کشورهای اسکاندیناوی فقط به خاطرِ فرهنگ و تاریخ مشترک نیست. بلکه دلیلِ اصلیش به خاطرِ تبارشونه. نیاکانِ تمامیِ مردمانِ این ناحیه، وایکینگها بودن.
واژه وایکینگ از لغتِ ویک میاد. به معنای خلیج. هر چند بعدها معنیش عوض شد و معنیِ دزد دریایی پیدا کرد.
زمانیکه اروپا در دورانِ تاریک قرون وسطی به سر میبرد، مردمانی پیدا شدن که در بخشهای شمالی اروپا، بذر وحشت رو کاشتن. به اونها وایکینگ میگفتن.
وایکینگها از قرن هشتم تا یازدهم میلادی جنگسالارن و تاراجگران بی چون و چرای اروپا بودن
در مناطق شمالیِ اروپا یا همون اسکاندیناوی، هوا بسیار سرد و خشک بود. آدمایی که اونجا زندگی میکردن، به خاطر محیط زندگیشون خیلی تنومند و خشن بودن. اونا سخت کار میکردن تا اموراتشون رو بگذرونن. چون به هر طرفی که نگاه میکردن یا رودخونه بود یا دریاهای عمیق. برای همین واسه رسیدن به جنگلهای انبوهِ اسکاندیناوی، اونا تبدیل به بهترین دریانوردانِ زمانِ خودشون شدند. اصنِ واسه همینه که کشتیهای وایکینگها تبدیل شد به اصلیترین نمادِ اونها.
تا دورانِ رنسانس، هیچ ناوگانی جرات رقابت با ناوگانِ دریایی وایکینگها رو نداشت و اونا پادشاهِ بلامناضع بر روی آبها بودند.
دریانوردی در ژنِ مردمان شمالی بود. مردمانِ شمالی که به اونها نوردیک هم میگفتن، از عهدِ برنز دریانوردی رو شروع کرده بودند. اونها با کمکِ ستارگان، پیشرفت عجیبی در این زمینه پیدا کردند.
در قرنهای نهم و دهم، وایکینگ یک نوع کشتی قدرتمند و پیشرفته ساختن. چیزی که بهش دِراکر یا اژدها میگفتن.
این کشتیها از چوب بلوط ساخته شده بودن. فقط یک دکل و یک بادبان داشتن. اکثر مواقع هم رنگشون راه راه بود. یک رنگ سرخ و یک رنگ هم سفید. سرعتِ این کشتیها تو اون زمان به بیست کیلومتر در ساعت میرسید. تعادلشون خارقالعاده بود و به ندرت غرق میشدن.
این کشتیها در مناطق سردی ساخته شدن. مناطقی که در فصلِ زمستان، آب دریا هم اونجا یخ میزنه. این کشتیها برای یک چنین محیطی مناسب بودند. چنانچه گفته میشه حتی در زمستانِ یخبندان هم کار دریانوری وایکینگها، تعطیل نمیشد.
وایکینگها با همین کشتیها از سال 793 میلادی تا سال 1050 میلادی، یعنی به مدت بیش از 250 سال به اکثر مناطق اروپا حمله کردند.
وایکینگها برای پیشروی در سرمای شدید، از چوب اسکی استفاده میکردن. این چوب رو از هم درخت کاج میساختن. اصن مخترعِ چوب اسکی همین وایکینگها بودند. اولین چوب اسکی در تاریخ، در حدودِ 1000 سالِ پیش توسط وایکینگها اختراع شد.
اونها جدا از تیراندازی و شکار، توی دورههمیاشون با همدیگه مبارزه تن به تن میکردن.
اولین تاراج بزرگ وایکینگها در سالِ 793 میلادی به یک جزیره کوچیک شروع شد. جزیرهای به اسمِ لیندیس فارن، که در نزدیکیِ انگلیس قرار داره.
در این جزیره یک صومعهای بود که وایکینگها برای به دستِ آوردن ثروتِ این صومعه به اونجا حمله کردند.
هر چیزِ گرانبهایی که در اونجا وجود داشت، توسط وایکینگها غارت شد. اونا به این هم بسنده نکردن. تعدادِ زیادی از اهالی اونجا رو کشتن و دختران و پسرانِ جوان رو به اسارت گرفتن.
اگر امروزه میبینیم که اهالی اسکاندیناوی قد بلند هستن و اکثرن چهره زیبایی هم دارند، قضیه برمیگرده به همون زمانیکه اینا برده میگرفتن. معمولا توی انتخاب برده، دقت زیادی داشتند. اونها دخترها و پسرهای خوش هیکل، زیبا و قدبلند رو به بردگی میگرفتن، و سایر اهالی اونجا رو میکشتن.
بردهها رو ورمیداشتن و میبردن سرزمینِ خودشون. درسته که بردهها زنده میموندن، ولی وضعیت خوبی نداشتن. چون مالک اونها یک وایکینگ بود و اونا تا پایانِ عمر، مثلِ یک برده زندگی میکردند و شرایط بسیار تاریک و سیاهی داشتن.
وایکینگها به طور کلی علاقهی زیادی به وحشیگری، غارت و چپاولِ کشورهای اروپایی داشتن
وحشتناکترین صحنه برای مردمِ اروپا زمانی بود که اونا از دور و در افقِ دریا، کشتیهای وایکینگها رو میدیدن. وایکینگها به ساحل نزدیک میشدن، نعره میزدن و تبلهاشون رو به صدا در میاوردن. مردانِ کشورهای اروپایی شانسی برای مقابله با وایکینگها نداشتن
این جنگِ روانی مقدمهای بود برای تاراج اون کشور
اونا به مرور به تمامی شهرهای اروپا حمله کردن که عجیبترینش حمله به شهر پاریس بود. وایکینگها از طریقِ رودخانه سن خودشون رو به پاریس رسوندن
واکینگها معمولا وقتی میخواستن حمله کنند، سوار بر اسباشون میشدن و زمانِ حمله اسبهای زیادی با خودشون میبردن. در مواقعی هم که غذایی نداشتن تا شیکمشون رو سیر کنن