همه می گفتند علی مرده ولی صدف او را می دید!!!
داستان های فارسی
0:00 / 0:00
همه می گفتند علی مرده ولی صدف او را می دید!!!
1 319 просмотров · 5 дней назад
داستان های فارسی
980 подписчиков
1 319 просмотров · 5 дней назад
همه میگفتند علی دیگر زنده نیست؛ اما صدف مطمئن بود او را کنار دریاچه دیده است. وقتی دوباره سایهاش را پشت پنجره دید، حتی نزدیکترین آدمهای زندگیاش هم حرف او را باور نکردند. آیا صدف گرفتار خاطرات گذشته شده بود، یا حقیقتی در آن روستا پنهان مانده بود؟
در این قسمت از «داستانهای فارسی»، قصهای عاشقانه و رازآلود از عشق، دلتنگی و سوءتفاهمی میشنوید که زندگی صدف، علی و مسعود را به هم گره میزند. تا پایان همراه قصه باشید و در نظرات بنویسید: اگر جای مسعود بودید، حرف صدف را باور میکردید؟
برای شنیدن داستانهای عاشقانه فارسی، قصههای ایرانی و روایتهای پرکشش بعدی، کانال داستانهای فارسی را دنبال کنید.
خدمتکاری که عروس ثروتمند ترین خانواده شهر شد
• خدمتکاری که مردم با او بد بودند اما سرنوشت...
دوره گردی که به دختری یتیم و تنها را که باردار بود رها کرد
• دوره گردی که به دختر تنهای روستا قول ازدوا...
دختری که برای مراقبت از همسر خان روستا عاشقش شد
• دختری که برای مراقبت از همسر خان رفت اما ا...
عروس بیچاره که زندگیش برای تهمت مادرشوهرش نابود شد
• فتنه مادرشوهر و خواهر شوهر برای عروس بیچار...
علم بهتر است یا ثروت؟ کدام یک زندگی پسر فقیر را تغیر داد؟
• علم بهتر است یا ثروت؟ دختر خان عاشق پسری ...
زنی که با معشوقش برای شوهرش نقشه کشیده بود
• زنی که با معشوقش اموال همسرش را دزدید تا ب...
ملکه ای که دو بار فرزندش را برای نجات جان خودش رها کرد
• ملکه ای که دو بار فرزندش را برای نجات خود ...
پلی لیستی پر از داستان های فارسی جذاب و سرگرم کننده
• داستان های فارسی ۳
پلی لیستی از داستان های کوتاه فارسی
• داستان های فارسی ۲
پلی لیستی از داستان های آموزنده ضرب المثل های فارسی
• داستان هایی از ضرب المثل ها ۱
#داستان_فارسی #داستان_عاشقانه #قصه_فارسی #داستان_ایرانی #داستان_صوتی
#داستان_فارسی #ضرب_المثل #حکایت