مولانا--Farsca
Şiir,Müzik,bir de gölgen,hepsi bu...
0:00 / 0:00
مولانا--Farsca
103 просмотра · 2 нед. назад
Şiir,Müzik,bir de gölgen,hepsi bu...
109 подписчиков
103 просмотра · 2 нед. назад
من دوست دارم شعرهایم را به زبان شما بشنوم. اگر متوجه اشتباهی در تلفظ شدید، خوشحال میشوم به من اطلاع دهید. از اینکه گوش میدهید سپاسگزارم. از شنیدن شعر لذت ببرید!
من فقط جسارتِ یک نادان را دارم،
همین.
به شیوهی خودم
برای فهمیدنِ زندگی،
مرگ،
خدا
سؤال میپرسم،
با عقل ناقص خودم.
و امامها و خاخامها جواب میدهند.
چه دروغی بگویم؟
یا عقلشان نمیرسد،
یا کشیشها دارند
دروغ تحویل ما میدهند.
میگویم شاید
به یکی دل ببندیم،
بگوییم:
ـ استاد،
روشنمان کن،
نگذار عمرمان
الکی بگذرد.
استاد یک کشوقوسی به خودش میدهد،
سینه جلو میدهد،
و شروع میکند به توضیح دادن.
آنقدر با اطمینان حرف میزند
که خیال میکنی
رفته آن دنیا
و برگشته،
برای ما سلام آورده.
یکی دو سؤال که میپرسی،
هیچ.
قصه است.
آخرش میماند
یک خیام،
و یک مولانا.
خیام میگوید:
«بنوش.»
مولانا میگوید:
«بیا.»
مینوشیم که مینوشیم،
اما رفتن
حکایت دیگریست.
در این زمانه
اگر بگوییم
دئیستیم،
اگر بگوییم
پاگانیـم،
دیگر هرچه قسمت ما باشد،
با لگد و مشت
درِ خانقاه را
روی سرمان خراب میکنند.
...
«حتی اگر مجوسی هستی، بیا.
حتی اگر بتپرستی، بیا.
این در،
درِ ناامیدی نیست.»
ایول، ای حضرت مولانا.
نیایم مگر؟
بگذار
تنها برای خودم
سماع کنم،
بیتظاهر،
بیتماشاگر،
بیطبل،
بیسرنا.
تو فقط
آمده حسابم کن،
میشود؟