مادر زنم کنار مزار خالی دخترش گفت ابله دخترم زندس دهنتو سرویس کرده…دیگه هیچی نداری بروگدایی..
رادیو داستانِ زندگی
0:00 / 0:00
مادر زنم کنار مزار خالی دخترش گفت ابله دخترم زندس دهنتو سرویس کرده…دیگه هیچی نداری بروگدایی..
4 693 просмотра · 9 дн. назад
رادیو داستانِ زندگی
1,52 тыс. подписчиков
4 693 просмотра · 9 дн. назад
فقط یک روز از خاکسپاری همسرم گذشته بود… با چند شاخه گل و یک جعبه شیرینی راه افتادم تا برای اولین بار، تنهایی به دیدنش بروم.
اما وقتی به مزارش رسیدم، با صحنهای روبهرو شدم که خون در رگهایم یخ زد…
مزارش به هم ریخته بود!
چند قدم جلوتر، چشمم به یک دستگاه ضبط صوت افتاد. با دستهای لرزان دکمهاش را زدم…
و ناگهان صدایی شنیدم که محال بود فراموشش کنم!
صدای خود مهسا بود… زنی که فقط یک روز از فوتش میگذشت!
اما جملهای که بعد از آن شنیدم، باعث شد همان لحظه با پلیس تماس بگیرم…
چون احساس میکردم فوت مهسا، تازه آغاز یک کابوس بزرگتر است!
🎧 اگر به داستانهای واقعینما، داستانهای جنایی، رازهای خانوادگی، ماجراهای مرموز و روایتهای پرتعلیق علاقه دارید، این داستان را تا انتها دنبال کنید.
💬 به نظر شما اولین سرنخ این ماجرا به کجا میرسد؟ حدس خود را در کامنتها بنویسید؛ اما مراقب باشید، شاید چیزی که در ابتدا واضح به نظر میرسد، تمام حقیقت نباشد!
❤️ اگر از این سبک داستانهای رازآلود و پرکشش لذت میبرید، ویدئو را لایک کنید و برای شنیدن داستانهای بعدی کانال را دنبال کنید.
#داستان_جنایی #داستان_معمایی #داستان_فارسی #داستان_رازآلود #داستان_عاشقان