مادرشوهرم تف انداخت تو صورتمو چیزی گفت که فقط بخودم میلرزیدم…گذشته سیاهم باعث شد شوهرم..
رادیو داستانِ زندگی
0:00 / 0:00
مادرشوهرم تف انداخت تو صورتمو چیزی گفت که فقط بخودم میلرزیدم…گذشته سیاهم باعث شد شوهرم..
1 841 просмотр · 4 дн. назад
رادیو داستانِ زندگی
1,46 тыс. подписчиков
1 841 просмотр · 4 дн. назад
گاهی یه راز از گذشته، میتونه شیرینترین روزهای زندگی رو به کابوسی غیرقابلتصور تبدیل کنه…
یاسمن فکر میکرد بعد از ازدواج با مردی که عاشقانه دوستش داشت، بالاخره از گذشته فاصله گرفته و به آرامش رسیده؛ اما ورود دوباره یک نفر، همهچیز رو به هم ریخت. اتفاقی هولناک رخ داد که پای پلیس و دادگاه رو به زندگی اون باز کرد و سؤالهایی به وجود آورد که جوابشون میتونست سرنوشتش رو برای همیشه تغییر بده!
اما آیا تمام حقیقت همون چیزیه که در نگاه اول به نظر میرسه؟ چرا بعضی رازها حتی بعد از سالها هم دست از سر آدم برنمیدارن؟ و وقتی ترس از قضاوت باعث سکوت میشه، چه اتفاقی میافته؟
این داستان جنایی و پرتعلیق رو تا انتها دنبال کن؛ چون بعضی تصمیمها، پیامدهایی دارن که هیچکس نمیتونه پیشبینی کنه…
💬 به نظرتون پنهان کردن یک ارتباط از گذشته، میتونه آدم رو در اتفاقات بعدی مقصر کنه؟ نظرتون رو برام بنویسید.
برای شنیدن داستانهای واقعینما، رازهای خانوادگی، پروندههای جنایی، عشقهای نافرجام و ماجراهای پر از پیچوخم، کانال رو دنبال کنید و زنگوله رو بزنید.
#داستان_جنایی #داستان_معمایی #داستان_عاشقانه #راز_خانوادگی #داستان_فارسی