دختر فقیری دستمال دوز که دل پسر ثروتمند را برد | حکایتی از عشق، غرور و دل پاک
فانوس حکایت
0:00 / 0:00
دختر فقیری دستمال دوز که دل پسر ثروتمند را برد | حکایتی از عشق، غرور و دل پاک
7 154 просмотра · 3 дня назад
فانوس حکایت
139 подписчиков
7 154 просмотра · 3 дня назад
در این حکایت شنیدنی، داستان نوشین، دختر فقیری که در بازار بلخ دستمالهای گلدوزیشده میفروخت را میشنویم؛ دختری که با وجود فقر، حاضر نشد حتی یک سکه از مال دیگری برای خودش بردارد.
روزی نوشین کیسهای پر از سکههای طلا و نقره و اسناد ارزشمند پیدا میکند. او میتوانست با آن پول زندگی خودش و مادر بیماراش را تغییر دهد، اما تصمیم میگیرد کیسه را به صاحبش برگرداند.
صاحب کیسه، سامان، پسر یک بازرگان ثروتمند است. صداقت نوشین باعث میشود نگاه سامان به او تغییر کند؛ اما وقتی عشق میان آن دو شکل میگیرد، پدر سامان با این ازدواج مخالفت میکند و نوشین را از خانه بیرون میراند.
یک سال بعد، سامان دوباره نوشین را پیدا میکند؛ اما این بار اتفاقی میافتد که سرنوشت هر دوی آنها را تغییر میدهد...
این داستان درباره عشق، فقر و ثروت، غرور، صداقت، دل پاک، قضاوت بر اساس ظاهر و ارزش واقعی انسانها است.
اگر به حکایتهای آموزنده، داستانهای تاریخی، داستانهای احساسی، حکایتهای قدیمی و داستانهای پرماجرا علاقه دارید، حتماً تا پایان همراه این داستان باشید.
اگر از این حکایت خوشتان آمد، ویدیو را لایک کنید و برای شنیدن داستانهای بیشتر همراه فانوس حکایت باشید.
#حکایت #داستان #داستان_عاشقانه #حکایت_آموزنده #داستان_ایرانی #فانوس_حکایت