چرا همیشه آخرش وقت کم میاریم؟ | خطای برنامهریزی (قسمت ویژه)
زیرِ چراغ
0:00 / 0:00
چرا همیشه آخرش وقت کم میاریم؟ | خطای برنامهریزی (قسمت ویژه)
6 просмотров · 12 дн. назад
زیرِ چراغ
3 подписчика
6 просмотров · 12 дн. назад
گفتی «تا آخر هفته تمومش میکنم»… و نشد. دفعهی قبل هم نشد. چرا از تجربهی خودمون یاد نمیگیریم؟
تو این قسمت ویژهی «زیرِ چراغ» سراغ چند دهه پژوهش دربارهی «خطای برنامهریزی» میریم: از پایاننامههایی که حتی از بدترین پیشبینی صاحبشون دیرتر تموم شدن، تا کتاب درسیای که دنیل کانمن فکر میکرد دو ساله تموم میشه و هشت سال طول کشید.
و یه جواب به این سؤال: برنامهریزی دقیق کمک میکنه یا ضرر؟ (جوابش این نیست که «برنامه نریز».)
🧪 آزمایش فردا:
۱. یه کار که گفتی این هفته تموم میشه رو انتخاب کن و تخمینت رو بنویس.
۲. بنویس سه تا کار شبیهش قبلاً واقعاً چقدر طول کشیدن. یادت نیست؟ از امروز زمان واقعی کارهات رو یادداشت کن.
۳. تاریخ تحویل رو از روی گذشته بذار، نه از روی امید.
۴. قدم اول رو اینجوری بنویس: «اگه ساعت فلان شد، فلان فایل رو باز میکنم.»
👇 تو کامنتها بنویس: تخمینت چند روز بود، و گذشتهت چی میگفت؟
💡 الهام این قسمت: سخنرانی دکتر آذرخش مکری با عنوان «چرا آخرش وقت کم میآوریم؟» (سلسله همایشهای توسعهی فردی، جلسهی چهارم).
📚 منابع:
Kahneman, D. & Tversky, A. (1979). Intuitive prediction: Biases and corrective procedures.
Kahneman, D. (2011). Thinking, Fast and Slow, ch. 23 "The Outside View".
Buehler, R., Griffin, D. & Ross, M. (1994). Exploring the "planning fallacy". JPSP 67(3).
Buehler, R., Griffin, D. & MacDonald, H. (1997). The role of motivated reasoning in optimistic time predictions. PSPB.
Buehler, R., Messervey, D. & Griffin, D. (2005). Collaborative planning and prediction. OBHDP.
Roy, M. M., Christenfeld, N. & McKenzie, C. R. M. (2005). Underestimating the duration of future events: Memory incorrectly used or memory bias? Psychological Bulletin.
Koole, S. & van't Spijker, M. (2000). Overcoming the planning fallacy through willpower. EJSP.
Gollwitzer, P. M. & Sheeran, P. (2006). Implementation intentions and goal achievement: A meta-analysis. Advances in Experimental Social Psychology.
Kruger, J. & Evans, M. (2004). If you don't want to be late, enumerate: Unpacking reduces the planning fallacy. JESP.
Gollwitzer, P. M. & Heckhausen, H. (1987); Taylor, S. E. & Gollwitzer, P. M. (1995). Deliberative vs implemental mindsets.
Staw, B. M. (1976). Knee-deep in the big muddy: Escalation of commitment.
Buehler, R., Griffin, D., Lam, K. C. H. & Deslauriers, J. (2012). Perspectives on prediction: Does third-person imagery improve task completion estimates? OBHDP.
فصلها
0:00 این دفعه فرق داره؟
0:31 پایاننامههایی که دیر تموم شدن
1:04 کانمن و کتابی که ۸ سال طول کشید
1:54 دید درونی و دید بیرونی
2:37 چرا این خطا اینقدر سمجه؟
3:30 برنامهریزی کمک میکنه یا ضرر؟
4:26 ذهنیت سنجش، ذهنیت اجرا
5:16 سؤال یهخطی
6:03 آزمایش فردا
6:39 قسمت بعد
این ویدیو برداشت و خلاصهی ما از این پژوهشهاست، نه جایگزینشون.
#خطای_برنامه_ریزی #مدیریت_زمان #کانمن #روانشناسی #بهره_وری #زیر_چراغ