بعد پنج سال فهمیدم شوهرم دنبال خواهرمه..پس چرا بامن عقد کرد؟پشت پرده راز مادرشوهرم…
رادیو داستانِ زندگی
0:00 / 0:00
بعد پنج سال فهمیدم شوهرم دنبال خواهرمه..پس چرا بامن عقد کرد؟پشت پرده راز مادرشوهرم…
3 703 просмотра · 1 дн. назад
رادیو داستانِ زندگی
1,46 тыс. подписчиков
3 703 просмотра · 1 дн. назад
فقط چند دقیقه به شروع عقد من مونده بود؛ با ذوق داشتم آماده میشدم تا کنار مردی بشینم که فکر میکردم تمام زندگی منه. همون موقع گردنبندم افتاد زیر کمد و وقتی خم شدم برش دارم، صدای شوهر آیندهام رو از پشت در شنیدم؛ صدایی که با شنیدنش تمام بدنم یخ زد. مهیار داشت به مادرشوهرم میگفت: «من با اسما عقد میکنم، اما فقط بخاطر بدست اوردنه….!» همون لحظه حس کردم زمین زیر پام خالی شد. باید بلند میشدم، در رو باز میکردم و همهچیز رو به هم میریختم؛ اما شوک اونقدر سنگین بود که حتی نمیتونستم یه کلمه حرف…
چرا همهچیز درست در روز عقد تغییر کرد؟ پشت رفتارهای عجیب مادرشوهر چه چیزی پنهان بود؟ و اسما چطور باید با حقیقتی روبهرو میشد که حتی توان حرف زدن رو ازش گرفته بود؟
این داستان پر فراز و نشیب درباره عشق یکطرفه، بی وفایی عاطفی، تهمت، اختلافات خانوادگی و بهای اعتماد به آدم اشتباهه؛ روایتی پرتعلیق از دختری که برای رسیدن به عشقش، وارد مسیری شد که هیچوقت تصورش رو نمیکرد.
🎧 تا پایان این داستان واقعینما همراه اسما باشید و در کامنتها برامون بنویسید: اگر شما جای اسما بودید، حقیقت رو همون لحظه به خانوادهتون میگفتید یا سکوت میکردید؟
اگر داستانهای معمایی، رازهای خانوادگی، داستان ازدواج، خیانت عاطفی و سرگذشتهای پر از فراز و نشیب رو دوست دارید، کانال رو دنبال کنید و ویدیو رو برای کسانی که به این سبک داستانها علاقه دارن بفرستید.
#داستان #داستان_عاشقانه #داستان_معمایی