Перейти к содержимому

اسرار مگو؛ دیدار با محسن یلفانی در خانه‌اش در پاریس

روایتی دیگر | Un autre récit

0:00 / 0:00

اسرار مگو؛ دیدار با محسن یلفانی در خانه‌اش در پاریس

5 199 просмотров · 7 месяцев назад
روایتی دیگر | Un autre récit
2,3 тыс. подписчиков
5 199 просмотров · 7 месяцев назад
این روزها که ایرانیان عزادار هزاران هزار جوانی هستند که خشم خود را در خیابان‌ها علیه حکومت زندگی‌کش فریاد زدند و تنها با گلوله و دشنه مواجه شدند، بار ثبت یاد این قربانیان و آنچه بر ما گذشته، بیش از همیشه بر دوش‌ها سنگینی می‌کند. یکی از ماندگارترین شیوه‌های مستندسازی خشونت‌های سیاسی، ادبیات است. ادبیات امکان می‌دهد تا در برابر روایت‌های دولتی که قربانیان را به آمار و توصیف‌های کلیشه‌ای تقلیل می‌دهند، صدای انسانی و فردی آن‌ها بازیابی شود. رمان، شهادت‌نامه، نمایشنامه و شعر به قربانی‌ها نام، چهره و مهم‌تر از همه شخصیت می‌دهند و آن‌ها را در حافظه جمعی زنده نگه می‌دارند. در جوامعی مانند ایران، بهره‌گیری از این ظرفیت ادبی حیاتی‌تر است؛ زیرا با وجود دروغ رسانه‌های حکومتی و سکوت مراکز رسمی که تلاش می‌کنند آثار و رد خون را پاک کنند، نویسنده می‌تواند نقش اصلی و شاید جایگزین‌ناپذیر ایفا کند، در برابر حذف و فراموشی بایستد و آنچه قدرت نادیده می‌گیرد، بیان کند. نمونه‌هایی از چنین تلاشی را می‌توان در ادبیات معاصر ایران یافت، از جمله در نمایشنامه‌های ارزشمند محسن یلفانی، نویسنده ساکن پاریس که به شیوه خود خشونت سیاسی را ثبت کرده است. آقای یلفانی در گفت‌وگویی که به تازگی با او داشتم، توضیح داد چگونه اعدام برادرزاده‌اش در سال‌های آغازین جمهوری اسلامی، دستمایه خلق ادبی یکی از نمایشنامه‌هایش با عنوان «در یک خانواده ایرانی» شد. تبعید نیز نوع دیگری از خشونت سیاسی است و آقای یلفانی که تاکنون ۴۲ سال از عمر ۸۲ ساله خود را در تبعید گذرانده، زندگی تبعیدیان را نیز در آثارش بازتاب داده. ادبیات او نه صرفا خشونت‌ها، بلکه تجربه‌های زیسته پیرامون آن‌ها را نشان می‌دهد: ترس روزمره، شکنجه و پیامدهای روانی، انتظار طاقت‌فرسا، احساس شرم و سکوت تحمیلی بازماندگان. چنین ابعاد انسانی و عاطفی اغلب از دید روزنامه‌نگاران، حقوقدانان و مورخان مغفول می‌ماند، در حالی که برای فهم واقعی آنچه بر قربانیان گذشته، کاملا اساسی است. یلفانی شدیدا دلبسته ایران است و در عین حال، ایرانی بودن را یک تعهد می‌داند؛ تعهد به هزاران نفری که قربانی این کشور شده‌اند. او سال‌ها پیش در گفت‌وگویی دیگر به من گفت خود را عضوی از طبقه متوسط پایین جامعه ایران می‌داند: «همان بخشی که به دلایل مختلف هم بار تلاطم‌ها و اضطراب‌ها و قربانی‌ها و شاید برخی تحولات را به دوش کشیده. پرداختن به این مجموعه انسانی، زمانی بسیار بیش از یک عمر تبعید لازم دارد.»