Перейти к содержимому

گفتگو با مهندس الله‌یاری درباره دستیابی به خرد فردی، اصالت وجود و معنای زندگی در بستر اجتماع

بنیاد انسان - حبیب ریاضتی

0:00 / 0:00

گفتگو با مهندس الله‌یاری درباره دستیابی به خرد فردی، اصالت وجود و معنای زندگی در بستر اجتماع

434 просмотра · 4 дня назад
بنیاد انسان - حبیب ریاضتی
7,3 тыс. подписчиков
434 просмотра · 4 дня назад
برنامه تلویزیونی گفتگو‌ با مهندس الله‌یار الله‌یاری درباره ۱) اهمیت خرد فردی در روان اجتماعی ۲) اهمیت فردیت (individuation) و فرق آن با خود محوری و توده وارگى ۳) اشاره به بیان ارسطو در کتاب اخلاق نیکوناخوس انسان موجودی اجتماعی و گفت و‌گو محور که‌ شکوفایی حقیقی او تنها در بستر اجتماع و تعامل با دیگران ممکن میشود و لوگوس (عقلانیت و گفتار) جوهر اصلی انسان است ۴) انسان ‌اگرچه‌ بقول هایدگر در فضای زمان و مکان پرتاب شده است که قالبهای مختلفه فرهنگی، سنتی، مذهبی را ایجاد نموده ولکن‌ همواره دنبال معنی زندگی میگردد. ۵) معنا یعنی چه؟ آیا این معنا بقول ویکتور فرنکل در اثر در جستجوی معنا در نحوه نگاه و ‌جواب سازنده به مشکلات ایجاد میگردد؟ ۶) آیا بدون‌ یکپارچگی فردی میتوان به اصالت وجودی خود رسید؟ ‌۷) آیا بقول آلفرد ادلر در کتاب روان شناسی فردیت بدون هوشیاری فردی و علاقه به خدمت اجتماعی، می‌توان مفهوم سلامتی روان را حفظ کرد؟ و آیا احساس برتری و یا احساس حقارت و ذلت نتیجه فقدان این هوشیاری نیست؟ ۸) مقصود از من چیست؟ منظور از خویشتن واقعی (من حقیقی) چه میباشد؟ ۹) اشاره به دیوید هیوم در رساله طبیعت آدمی و‌ نفی مفهوم من اصیل اگر فقط به تجربیات حسی این من تعریف شود ۱۰) اشاره به جنبه مابعد الطبیعی انسان که به عبارتی روح هم نامیده میگردد: روحی که ماورای زمان و مکان عمل میکند طوری که فرد اگرچه در این دنیا (واقعیتهای زمانی و مکانی) زندگی میکند ولکن از آن این دنیا نمی‌باشد. این روحی است که خانواده و اجتماع را هدایت مینماید ۱۱) آیا شناخت نقاط تاریک وجودمان راهگشای شناخت به من حقیقی ما نیست؟ ۱۲) اشاره به بیانات کارل یونگ و توجه به این نکته که نشناختن این نقاط تاریک که در فرد وجود دارد بمثل سایه‌ای (shadow) و ‌ابری است که مانع شناخت خویشتن واقعی (خورشید درون) و آرامش حقیقی فرد میشود ۱۳) سعی در شناخت این سایه‌ها اسباب زایش و آگاهی جدیدی را ایجاد مینماید و باعث میشود که فرد از توده‌وارگی که نتیجه‌اش تقلید و تعصبات و پیروری کورکورانه است رها گشته به خرد فردی در بستر اجتماع نائل گردد ۱۴) اشاره به تفاوتهای اصولی عقل و خرد و اهمیت تخیل که اسباب تولدی جدید و رنسانس فردی و اجتماعی میگردد ۱۵) اشاره به عبارت خدا مرده و ما او را کشتیم نیچه در کتاب حکمت شادان و چنین گفت زرتشت و ارتباط این موضوع با خود‌آئیت انسان که با هوشیاری و‌بیداری او به بینشی که مقام اصیلش را مشهود میسازد مرتبط است. این چنین هوشیاری اسباب آزادی از اسارت و حقارت و حس قربانی شدن و بندگی به خدایان توهمی را فراهم نموده و معادن وجودیش را متبلور میسازد. این آزادی از دین بمفهوم ضدیت با دین حقیقی نیست بلکه‌ به مفهوم رهایی از انچه مانع بلوغ و ‌تجربه درونی و بیرونی فرد میگردد، میباشد