Перейти к содержимому

ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق - مختصری از دوران کودکی و نوجوانی

Artebox - آرته باکس

0:00 / 0:00

ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق - مختصری از دوران کودکی و نوجوانی

81 просмотр · 14 часов назад
Artebox - آرته باکس
15,4 тыс. подписчиков
81 просмотр · 14 часов назад
هر مسیری در اندیشه، از یک پرسش آغاز می‌شود— پرسشی که گاه نه در کتاب‌ها، بلکه در تجربه زیسته شکل می‌گیرد. برای دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور نیز، مسیر اسطوره‌شناسی از چنین نقطه‌ای آغاز می‌شود؛ از مواجهه با خلأیی در فهم گذشته، و از جست‌وجویی برای یافتن زبانی که بتواند این خلأ را پر کند. در این مسیر، تأثیر استادانی چون مهرداد بهار، نه‌تنها به‌عنوان انتقال‌دهنده دانش، بلکه به‌عنوان گشاینده افق‌های فکری، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. انتخاب اسطوره‌شناسی، در این معنا، صرفاً یک گرایش دانشگاهی نیست، بلکه پاسخی است به نیاز عمیق‌تری برای فهم ریشه‌های فرهنگی و معنایی یک جامعه. در این چارچوب، اسطوره برای او نه داستانی کهن، بلکه زبانی بنیادین برای فهم جهان است. اسطوره، در نگاه او، شکلی از بیان نمادین است که در آن، انسان نخستین تلاش می‌کند جایگاه خود را در هستی تعریف کند. این زبان، پیش از آن‌که تاریخ شکل بگیرد، معنا را شکل داده است؛ و به همین دلیل، اسطوره را می‌توان حافظه‌ای دانست که نه در اسناد، بلکه در تخیل، آیین و روایت‌های جمعی یک تمدن ذخیره شده است. این نگاه، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به فرهنگ ایرانی توجه کنیم. در آثار دکتر اسماعیل‌پور، اساطیر ایرانی نه مجموعه‌ای پراکنده، بلکه بخشی از یک روایت پیوسته‌اند—روایتی که از ایران باستان تا دوره اسلامی امتداد یافته و در ادبیات، عرفان و هنر تداوم یافته است. از این منظر، هویت ایرانی نه بر پایه گسست، بلکه بر پایه تداوم معنا شکل گرفته است؛ تداومی که بدون فهم اسطوره‌ها، قابل درک نیست. در میان حوزه‌های متنوع پژوهشی او، تمرکز بر مانی و سنت مانوی جایگاهی ویژه دارد. در اینجا، اسطوره از سطح روایت به سطح یک نظام فکری پیچیده ارتقا می‌یابد؛ نظامی که در آن، دین، هنر و تخیل به‌هم پیوند می‌خورند. مانی، در این خوانش، تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه نماینده تلاشی است برای بیان جهان از طریق تصویر، روایت و معنا—تلاشی که مرزهای جغرافیایی را پشت سر می‌گذارد و به یک تجربه جهانی تبدیل می‌شود. این پیوند میان اسطوره، هنر و ادبیات، یکی از کلیدهای اصلی فهم آثار اوست. در نگاه دکتر اسماعیل‌پور، اسطوره‌ها تنها در متون کهن باقی نمی‌مانند، بلکه در شعر، تصویر و فرم‌های هنری به حیات خود ادامه می‌دهند. از شاهنامه تا شعر معاصر، و از آیین‌ها تا روایت‌های تصویری، اسطوره به‌عنوان نیرویی زنده، در شکل‌دادن به تخیل فرهنگی نقش ایفا می‌کند. اما این مسیر، تنها به گذشته محدود نمی‌ماند. در جهان معاصر، با وجود گسترش دانش و دسترسی به منابع، نوعی گسست در فهم اسطوره‌ها شکل گرفته است. سرعت زندگی، تغییر رسانه‌ها و کاهش توجه به لایه‌های عمیق فرهنگ، باعث شده است که اسطوره، به‌تدریج از یک ابزار فهم، به یک موضوع حاشیه‌ای تبدیل شود. در چنین شرایطی، بازخوانی اسطوره نه یک بازگشت نوستالژیک، بلکه تلاشی برای بازسازی پیوندهای از دست‌رفته است. در همین راستا، تجربه‌های بین‌المللی دکتر اسماعیل‌پور—از تعامل با مراکز علمی در چین و روسیه تا حضور در فضای ایران‌شناسی جهانی—نشان می‌دهد که اسطوره، تنها یک موضوع ملی نیست، بلکه زبانی مشترک میان تمدن‌هاست. این نگاه، اسطوره را به ابزاری برای گفت‌وگو تبدیل می‌کند؛ گفت‌وگویی که می‌تواند فرهنگ‌ها را به یکدیگر نزدیک کند. در نهایت، این مسیر فکری به پرسشی بنیادین در زمان حال و آینده می‌رسد: چگونه می‌توان این میراث عظیم را به نسل‌های بعد منتقل کرد؟ پاسخ این پرسش، در نگاه او، در بازتعریف نقش دانشگاه، تقویت پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، و ایجاد پیوند میان دانش و جامعه نهفته است. اسطوره، اگر به‌درستی فهم و بازخوانی شود، می‌تواند به ابزاری برای بازاندیشی هویت، معنا و مسیر آینده یک جامعه تبدیل شود. از این منظر، زندگی و اندیشه دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور، صرفاً روایت یک پژوهشگر نیست؛ روایت تلاشی است برای پیوند گذشته، حال و آینده از طریق زبان اسطوره. و شاید بتوان این مسیر را چنین جمع‌بندی کرد: اگر تاریخ، آن چیزی است که رخ داده، اسطوره، آن چیزی است که معنا داده— و بدون آن، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند خود را به‌درستی بشناسد یا آینده‌ای آگاهانه بسازد.