فقط یک راز از زندگی دوستم گفتم؛ تلافیش زندگی خودمو بههم ریخت..
نقطه کور
0:00 / 0:00
فقط یک راز از زندگی دوستم گفتم؛ تلافیش زندگی خودمو بههم ریخت..
264 просмотра · 11 дн. назад
نقطه کور
126 подписчиков
264 просмотра · 11 дн. назад
الهام و مریم نزدیک پانزده سال بود که با هم دوست بودن؛ از اون دوستیهایی که خیلی از حرفهای شخصی زندگیشون رو فقط به همدیگه میگفتن.
یک روز مریم رازی از زندگی مشترکش رو به الهام گفت و ازش خواست این حرف بین خودشون بمونه.
اما الهام این راز رو فقط به یک نفر دیگه گفت...
وقتی مریم فهمید، چیزی که میتونست با یک دلخوری و دعوا تموم بشه، مسیر کاملاً متفاوتی پیدا کرد. چون مریم هم رازی از زندگی الهام میدونست؛ رازی که الهام اصلاً نمیخواست به این شکل فاش بشه.
یک راز گفته شده بود، یک اعتماد شکسته شده بود و حالا پای زندگی خود الهام هم به ماجرا باز شده بود...
اما آیا اشتباه الهام، کاری که مریم برای تلافی انجام داد رو توجیه میکرد؟
اگر جای مریم بودید چه کار میکردید؟
وقتی کسی رازی رو که بهش سپردید فاش میکنه، به نظرتون حق دارید راز اون رو هم برای تلافی بگید؟
نظرتون رو توی کامنتها بنویسید.
اگر داستانهای واقعی و پرماجرای زندگی و روابط رو دوست دارید، نقطه کور رو سابسکرایب کنید تا داستانهای بعدی رو از دست ندید.
📩 شما هم داستانی دارید که فکر میکنید ارزش شنیده شدن داره؟
میتونید داستانتون رو از طریق ایمیل کانال برامون بفرستید:
noghtekoor.studio@gmail.com
نامها و برخی جزئیات داستان برای حفظ حریم خصوصی تغییر کردهاند.
#داستان_واقعی #داستان_زندگی #داستان_دوستی #راز #زندگی_مشترک #روابط_زن_و_شوهر #داستان_فارسی #نقطه_کور