@alirafieivardanjani #نقد_تئاتر #نقد_درام #علی_رفیعی_وردنجانی #ستاره_شناس #میثم_کیان #نسیم_روشن_مه
ali rafiei vardanjani
0:00 / 0:00
@alirafieivardanjani #نقد_تئاتر #نقد_درام #علی_رفیعی_وردنجانی #ستاره_شناس #میثم_کیان #نسیم_روشن_مه
6 просмотров · 11 дней назад
ali rafiei vardanjani
62 подписчика
6 просмотров · 11 дней назад
روتیتر* نقدی بر نمایش «ستارهشناس» به بهانهی اجرا در اصفهان
تیتر* جای خالیاش را با بالشِ مناسب پُر کنید
ستاره شناس به کارگردانی میثم کیان یک دوئل روانشناسانهی مُنحصربهفرد است. از کیان، نمایش «مالی سوئینی» را دیده بودم و از همان زمان به قدرت بازیگرفتن از بازیگرِ این کارگردان رشک میبُردم چرا که بازیهایی که در «ستاره شناس»، مخصوصاً از آسیه بنی طبا، میبینیم، حاصلِ یک دراماتورژیِ فهیم از جامعه است. نمایش مورد بحث جدای از آنکه در زیرمتنِ درام پُرسشهای عمیق و جستارگریز از فلسفهی روانشناسی میپُرسد، سؤالِ بزرگش را اینگونه مطرح میکند: فایدهی روانشناسی چیست وقتی که خودِ روانشناس به خودکشی فکر میکند؟ در مرتبهی بعد میپُرسد: آیا روانشناسی مُشتی تکنیک برای ورود به احساساتِ دیگری نیست؟ در برخوردِ دیگر زنانی را در فرهنگِ غربی میبینیم که روانشناسیِ جوامعِ خود تمرکز بر ایجادِ ارتباط جدید برای رسیدن به اوجِ کامِش دارد و همهی این درامِ تلفیقی به باورِ من در نقدِ اینگونه روانشناسی برآمده. بنظرم از نیازاتِ تئاترِ اصفهان و مشخصاً ایران است که چُنین متنهایی را پوشش دهد چرا که ماهیتِ جنسیتزدهی روانشناسانِ غربی را بخوبی عیان میکند. این ذات که در نهایت به تنهایی و نااُمیدیِ خودمختار مُنتج میشود در رُمان اروین د یالوم «وقتی نیچه گریست» نیز قابلِ لمس است. جوزف بویر میتواند همان دکتری باشد که با تعریفِ از بیمارانِ زیبایی که دارد خود را «ستاره شناس» و متفاوت نشان میدهد.
*دایره
در ابتدای نمایش دختری، نسیم روشنمهر، را میبینیم که منتظر روی صحنه ایستاده تا تماشاگرانْ سرِ جای خود بنشینند، به اُفُق خیره شده و بعد از آمدنِ نور بر سِن، آن بالشهای بزرگ را به وسط هدایت میکند و بعد دایرههایی نِسبی میکشد. صحنهای که او برای مواجههی دو فردی که به تراپی مراجعه کردهاند، آماده میکند، اِستعارهای از آسمانِ بر روی زمین است که بالشها را به اَبر و دایرهها را به ستارهای ناشناس ترجمه کرده. درامِ دقیق دیدیه ون کولارت از قصّهی «ستاره شناس» پرسوناژهای آشنایی میسازد. این قصّه سکونتِ آگاهانهای بر مدار زیستِ غیرِارادیِ افراد دارد و در جمیعِ جهات سعی میکند آن را جهانشمول نشان دهد. هُنرِ کیان دراماتورژی هرچه نزدیکتر به فرهنگِ نوکیسهی ایرانیهای غربزده است. فرهنگی که همواره مُرغِ همسایه را غاز میداند و خیال میکند خندههای کاذب بر لبانِ زنانِ غربیْ حاصل از خوشبختی است؛ غافل از آنکه همهی حرفِ روانشناسانِ غربی این است که: این نشد برو سراغِ یکی دیگر، با جنسِ مخالف نشد با همجنسات امتحان کُن. قطعاً آن دُختری که برایمان دایره میکشد و بالشها را به وسطِ صحنه میکشاند تأثیرش بر فرهنگِ روانکاویِ غربی بیشتر از دکتری است که خود را به ستارهشناسی زده. هر مَردی میتواند آن ستارهشناس باشد امّا هیچ زنی به اندازهی آن دختر اطلاعاتِ عمومی ندارد و «ستاره شناس» را نمیشناسد.
*جای خالی
مدتها بود در اصفهان کاری ندیده بودم که خواسته یا ناخواسته مُنتقدِ فرهنگِ غربی باشد. «ستاره شناس» مهمترین نمونهای است که اُلگوی نمایشیِ درستی به خود گرفته و از فُرم به ضدِّ فُرم رسیده. به باورِ من امثالِ کیان در تئاترِ اصفهان بسیار کم هستند. آدمهایی که علاوهبر شناختِ دقیق از عُنصرِ نمایش برای به تصویر کشیدنِ واقعیتهای غربی سعی در به اجرا بُردنِ درامی دارند. فاکتورِ مثبتی که نمایش «ستاره شناس» نسبت به سایر نمایشهایی که با تمرکزِ بر فرهنگِ غربی روی صحنهی اصفهان میروند دارد، ایجادِ بستری برابر برای خوانشِ صحیح از فرهنگِ دیگری است. این فرهنگ از نقاشیهایی که بر استوانههای مینیاتوری حک شده تا تشخیصِ سرطانِ ذهنی و تأثیرِ آن بر فیزیکِ فرد، ادامه دارد و هربار مِتُدی نه صرفا اکتوار بلکه پداگوژیوار بر رسالتِ روانکاوی اجرا میکند.
✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی
🎩 @alirafieivardanjani
#نقد_تئاتر #ستاره_شناس #میثم_کیان #آسیه_بنی_طبا #آرزو_حق_شناس #نسیم_روشن_مهر #ایمان_نجفی #فرشچیان #اصفهان #درام #هنرهای_نمایشی #فرهنگ #رسانه #خبرگزاری_فارس #فارس_تعاملی #فارس #ویراستی #یوتیوب