Перейти к содержимому

بامداد خمار, قسمت 26, محبوبه به خانه هووی مادرش پناه برد

قصه خوان gheseh khan

0:00 / 0:00

بامداد خمار, قسمت 26, محبوبه به خانه هووی مادرش پناه برد

10 982 просмотра · 2 недели назад
قصه خوان gheseh khan
1,3 тыс. подписчиков
10 982 просмотра · 2 недели назад
🔔 Subscribe to be notified for new videos:    / @audio-gheseh   قسمتهای عاشقانه از کتاب پر طرفدار بامداد خمار. قسمت بیستم و ششم: داستان محبوبه به خانه هووی مادرش پناه برد. محبوبه دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت… بعد از آن همه تحقیر و رنج، بالاخره خشمش منفجر شد؛ جهازش را به هم ریخت و با همان دست‌های لرزان، انتقامش را از مادرشوهرش گرفت. اما وقتی از خانه بیرون زد، تازه فهمید سخت‌ترین قسمت ماجرا شروع شده است. کجا برود؟ با صورتی زخمی و به‌هم‌ریخته، دلی شکسته و غروری که اجازه نمی‌داد سرش را جلوی کسی خم کند، در کوچه‌ها سرگردان شد. نه جرئت داشت به خانه پدری برگردد، نه دیگر آن خانه برایش جایی بود که بتواند در آن بماند. سرانجام به جایی پناه برد که شاید آخرین جایی بود که انتظار می‌رفت محبوبه در آن دیده شود؛ خانه‌ی هووی مادرش. اما ورود محبوبه به آن خانه فقط آغاز ماجرا بود… در این قسمت از بامداد خمار، با محبوبه همراه می‌شویم؛ در یکی از تلخ‌ترین و شکسته‌ترین لحظات زندگی‌اش. ما را دنبال کنید و نظرتان را درباره رفتار محبوبه بنویسید. #داستان_صوتی #داستان_فارسی #کتاب_صوتی #یوتیوب_فارسی #ایران #بامداد_خمار #ادبیات_فارسی #سریال مقدمه: 0:00 محبوبه سرگردان در خیابان: 1:02 محبوبه به خانه هووی مادرش عصمت می‌رود: 3:21 ملاقات عصمت و محبوبه: 6:10 محبوبه همه چی را به عصمت گفت: 10:00 میرزا حسن‌خان محبوبه را دید: 15:41 میرزا حسن‌خان به بصیرالملک خبر می‌دهد: 17:32 محبوبه پدرش را دید : 20:09