داستان واقعی:در خانواده ما پسر سالاری بود،سالها از برادر خودمان می ترسیدیم .داستان بسیار جذاب ❤️
Yadhaye khamoosh | یادهای خاموش
0:00 / 0:00
داستان واقعی:در خانواده ما پسر سالاری بود،سالها از برادر خودمان می ترسیدیم .داستان بسیار جذاب ❤️
224 просмотра · 4 дн. назад
Yadhaye khamoosh | یادهای خاموش
36 подписчиков
224 просмотра · 4 дн. назад
داستان بسیار جذاب و عبرت آموز . پیشنهاد میدم حتما ببینید
خانوادهای که پسر بودن ارزش بیشتری داشت، دخترها یاد گرفته بودند سکوت کنند...
ما هفت خواهر بودیم و دو برادر؛ اما یکی از برادرهایمان آنقدر در زندگی ما دخالت میکرد که حتی در خانه خودمان هم احساس آزادی نداشتیم. به لباسهایمان، رفتوآمدمان و کوچکترین تصمیمهای زندگیمان ایراد میگرفت و سالها با خودمان فکر میکردیم: چرا؟
چرا برادری که باید پناه خواهرهایش باشد، تبدیل به کسی شده بود که از او میترسیدیم؟
سالها این سؤال بیجواب در ذهنم ماند...
تا اینکه اتفاقاتی افتاد که باعث شد نگاه ما به همهچیز تغییر کند.
در این قسمت از «یادهای خاموش»، داستان واقعی خانوادهای را میشنوید که در آن دختر بودن ساده نبود و یک راز قدیمی، زندگی همه اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داد.
🎧 تا پایان داستان همراه من باشید؛ چون شاید چیزی که فکر میکنید دلیل این رفتارهاست، با حقیقت فاصله زیادی داشته باشد.
⚠️ این داستان بر اساس روایت واقعی بیان شده و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی افراد تغییر داده شده است
. من زهرا هستم. اینجا داستانهای واقعی، احساسی، جذاب و گاهی هم ترسناک و گاهی داستانهای قدیمی رو براتون روایت میکنم. 🌹
داستانهایی از زندگی آدمها؛ اتفاقهایی که شاید باورشون سخت باشه، اما هر کدوم قصهای برای شنیدن دارن...
اگه به داستانهای واقعی و روایتهای متفاوت علاقه دارید، خوشحال میشم همراه «یادهای خاموش» باشید. ❤️
هر داستان، رازیه که شاید تا امروز کسی براتون تعریف نکرده باشه...
اگه شما هم داستان واقعی، احساسی یا ترسناکی دارید که دوست دارید با دیگران به اشتراک گذاشته بشه، میتونید داستانتون رو برای من در تلگرام بفرستید. 📩
📩 ارسال داستان: @zahrah1405
داستان شما با حفظ حریم خصوصی و بدون ذکر نام روایت خواهد شد. ❤️
#داستان_واقعی
#داستان
#داستان_فارسی
#پادکست
#یادهای_خاموش
داستان خانوادگی
داستان زندگی
رمان
داستان احساسی
قصه
داستان عاشقانه
عاشقی
پسرسالاری