Перейти к содержимому

وسط مهمونی بودم که یه صدای آشنا شنیدم ! رو برگردوندم دیدم عشق سابقمه با دیدنش خشکم زد آخه اون../#عشق

داستان شب dastane shab

0:00 / 0:00

وسط مهمونی بودم که یه صدای آشنا شنیدم ! رو برگردوندم دیدم عشق سابقمه با دیدنش خشکم زد آخه اون../#عشق

2 280 просмотров · 2 дня назад
داستان شب dastane shab
122 подписчика
2 280 просмотров · 2 дня назад
وسط مهمونی بودم که یه صدای آشنا شنیدم ! روبرگردوندم دیدم عشقم سابقمه با دیدنش خشکم زد آخه اون.. امشب با یه داستان جالب مهمونتون شدم داستان واقعی از تجربه کسی که تو سن پایین عاشق شد شکست خورد و بعد از اینکه تونست با خودش کنار بیاد مستقل و موفق شد تو یه مهمونی با عشق سابقش رو در رو شد داستان عاشقانه جذاب که پیشنهاد میکنم تا پایان همراهم بمونید داستان کسی که از زندگی درس عبرت گرفت و مجبور شد راه خودش و عوض کنه شما هم میتونید داستان زندگی خودتون و برامون ارسال کنید #داستان_واقعی_جدید #داستان_انگیزشی #داستانهای_واقعی #پادکست_صوتی #رمان کارم ترمیم عکسای قدیمی بود یه روز ..    • کارم ترمیم عکسای قدیمی بود یه مشتری عکسی ر...   میخواستم با برادر بهیار روستا ازدواج کنم ولی ..    • شب خواستگاریم اتفاقی افتاد که نه تنها اون ...   رییس جدید شرکت همسر سابقم بود    • رییس جدید شرکت همون شوهرسابقم بود کسیکه دخ...   داستان های واقعی پادکست عاشقانه داستان ترسناک رمان صوتی داستان کوتاه پادکست داستان داستان صوتی کوتاه داستان جالب واقعی قصه داستان عبرت آموز ممنون میشم برای حمایت سابسکرایب کنید