Перейти к содержимому

تاجر حریص همه چیز را از یتیم گرفت، اما یک راز زندگی‌اش را نابود کرد😧!

شبانه حکایت

0:00 / 0:00

تاجر حریص همه چیز را از یتیم گرفت، اما یک راز زندگی‌اش را نابود کرد😧!

2 359 просмотров · 22 часа назад
شبانه حکایت
892 подписчика
2 359 просмотров · 22 часа назад
در این داستان آموزنده و پرماجرا، با سامیار آشنا می‌شویم، پسری که پس از مرگ پدرش به امید حمایت و مهربانی به شریک قدیمی خانواده اعتماد می‌کند. اما قاسم، تاجری که سال‌ها در کنار پدر سامیار کار کرده، نقشه‌ای پنهانی برای تصاحب خانه، زمین‌ها و ثروت او در سر دارد. قاسم با دروغ و اسناد جعلی تلاش می‌کند میراث پسر یتیم را از او بگیرد و آینده‌اش را نابود کند. سامیار که در آغاز راهی برای مقابله با این خیانت نمی‌بیند، با کمک دختری شجاع به نام ایلار به دنبال کشف حقیقت می‌رود. در این مسیر، رازهای پنهان آشکار می‌شوند، شاهدانی پیدا می‌شوند و نقشه مردی که خود را دوست خانواده نشان می‌داد، کم‌کم فرو می‌ریزد. این حکایت یادآوری می‌کند که اعتماد مردم با پول به دست نمی‌آید و ثروتی که با خیانت جمع شود، آرامش و خوشبختی به همراه نخواهد داشت. گاهی یک تصمیم نادرست کافی است تا انسان همه چیزهایی را که سال‌ها برایشان تلاش کرده از دست بدهد.